haywires

[ایالات متحده]/ˈheɪˌwaɪəz/
[بریتانیا]/ˈheɪˌwaɪərz/

ترجمه

n. سیم‌های برقی موقت; سیم استفاده شده برای بستن کاه
adj. شلوغ; دیوانه

عبارات و ترکیب‌ها

haywires tangled

اتصال سیم‌کشی درهم‌ریخته

haywires crossed

اتصال سیم‌کشی متقاطع

haywires loose

اتصال سیم‌کشی شل

haywires connected

اتصال سیم‌کشی متصل

haywires exposed

اتصال سیم‌کشی نمایان

haywires frayed

اتصال سیم‌کشی پاره‌پاره

haywires secured

اتصال سیم‌کشی ایمن

haywires damaged

اتصال سیم‌کشی آسیب‌دیده

haywires repaired

اتصال سیم‌کشی تعمیر شده

haywires inspected

اتصال سیم‌کشی بازرسی شده

جملات نمونه

his thoughts were all haywires after the shocking news.

بعد از اخبار تکان‌دهنده، افکار او کاملاً آشفته بود.

the machine started acting haywires, causing delays.

دستگاه شروع به عملکرد نامنظم کرد و باعث تاخیر شد.

she felt haywires during the stressful meeting.

او در طول جلسه پر استرس احساس آشفتگی کرد.

his emotions were haywires after the breakup.

بعد از جدایی، احساسات او آشفته بود.

the plan went haywires due to unforeseen circumstances.

به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده، طرح به هم ریخت.

everything went haywires when the power went out.

وقتی برق قطع شد، همه چیز به هم ریخت.

his mind felt haywires after studying all night.

بعد از مطالعه تمام شب، ذهن او احساس آشفتگی کرد.

the project went haywires because of poor communication.

به دلیل ارتباط ضعیف، پروژه به هم ریخت.

she tried to fix the haywires in her schedule.

او سعی کرد مشکلات برنامه خود را رفع کند.

his explanation was haywires and hard to follow.

توضیحات او آشفته و سخت برای دنبال کردن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید