hazinesses

[ایالات متحده]/ˈheɪzinəsɪz/
[بریتانیا]/ˈheɪzinəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت مبهم یا ناواضح بودن؛ حالت ابری یا غیر شفاف بودن

عبارات و ترکیب‌ها

multiple hazinesses

چندین غبارزدگی

varying hazinesses

غبارزدگی های مختلف

persistent hazinesses

غبارزدگی های مداوم

visual hazinesses

غبارزدگی های بصری

seasonal hazinesses

غبارزدگی های فصلی

emotional hazinesses

غبارزدگی های احساسی

mental hazinesses

غبارزدگی های ذهنی

temporary hazinesses

غبارزدگی های موقتی

environmental hazinesses

غبارزدگی های محیطی

cognitive hazinesses

غبارزدگی های شناختی

جملات نمونه

the hazinesses of the morning fog made driving difficult.

مه‌تابی صبحگاهی باعث دشوار شدن رانندگی می‌شد.

she spoke about the hazinesses in her memories of childhood.

او در مورد ابهاماتی در خاطرات کودکی‌اش صحبت کرد.

in the hazinesses of the twilight, the landscape appeared magical.

در ابهام غروب، منظره جادویی به نظر می‌رسید.

the artist captured the hazinesses of the sunset beautifully.

هنرمند به زیبایی ابهامات غروب را به تصویر کشید.

there are often hazinesses in the details of the story.

اغلب اوقات ابهاماتی در جزئیات داستان وجود دارد.

he tried to explain the hazinesses of his thoughts.

او سعی کرد ابهامات افکارش را توضیح دهد.

the hazinesses of the past can sometimes cloud our judgment.

ابهامات گذشته گاهی اوقات می‌توانند قضاوت ما را مخدوش کنند.

in the hazinesses of the night, shadows danced eerily.

در ابهام شب، سایه‌ها به طرز وهم‌آوری می‌رقصیدند.

she loved the hazinesses that come with dreams.

او ابهاتی که با رویاها همراه است را دوست داشت.

the hazinesses in the air hinted at an approaching storm.

ابهاماتی در هوا نشان‌دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید