hazlenuts

[ایالات متحده]/ˈheɪzəlnʌts/
[بریتانیا]/ˈheɪzəlnʌts/

ترجمه

n. جمع هیزلنوت؛ گوشت‌های خوراکی تولید شده توسط درختان هیزل، دارای پوسته‌ای سخت و قهوه‌ای و هسته‌ای مزه‌ای.

جملات نمونه

roasted hazelnuts are a delicious snack

فستقی که روی آن پخته شده است یک میوه جاتی لذیذ است

hazelnut coffee has a rich, nutty flavor

کافه فستقی یک طعم غنی و گیاهی دارد

chocolate hazelnut spread is popular on toast

پخش‌کننده چکولتی فستقی روی نان سیاه محبوب است

the cake is topped with crushed hazelnuts

کیک با فستقی‌های شکسته‌شده پوشانده شده است

hazelnut oil adds depth to salads

روغن فستقی عمق سالاد را افزایش می‌دهد

i love eating hazelnuts in the winter

من دوست دارم در زمستان فستقی بخورم

hazelnut brittle makes a great gift

فستقی سخت یک هدیه عالی است

the ice cream is flavored with hazelnuts

آیس کریم با طعم فستقی است

hazelnut trees produce abundant crops

درختان فستقی محصولات فراوان تولید می‌کنند

ground hazelnuts can be used in baking

فستقی‌های پودری می‌توانند در پخت و پز استفاده شوند

hazelnut butter is a healthy alternative

مargarin فستقی یک جایگزین سالم است

the dessert features a hazelnut crust

تارت فستقی در این دسر ویژگی دارد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید