headframe

[ایالات متحده]/ˈhɛdfreɪm/
[بریتانیا]/ˈhɛdfreɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چارچوبی که از سر چاه معدن حمایت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

headframe structure

ساختار فریم سر

headframe design

طراحی فریم سر

headframe installation

نصب فریم سر

headframe maintenance

نگهداری فریم سر

headframe system

سیستم فریم سر

headframe height

ارتفاع فریم سر

headframe operation

عملکرد فریم سر

headframe equipment

تجهیزات فریم سر

headframe safety

ایمنی فریم سر

headframe support

پشتیبانی فریم سر

جملات نمونه

the headframe is a crucial part of the mining operation.

چهارچوب سر یک بخش حیاتی از عملیات معدن است.

workers often perform maintenance on the headframe.

کارگران اغلب تعمیر و نگهداری چهارچوب سر را انجام می دهند.

the headframe supports the hoisting equipment.

چهارچوب سر تجهیزات بالابر را پشتیبانی می کند.

engineers designed a new headframe for the mine.

مهندسان یک چهارچوب سر جدید برای معدن طراحی کردند.

safety inspections are necessary for the headframe.

بازرسی های ایمنی برای چهارچوب سر ضروری است.

the headframe towers above the surrounding landscape.

چهارچوب سر بر فراز مناظر اطراف سر می زند.

modern headframes are often made of steel.

چهارچوب های سر مدرن اغلب از فولاد ساخته می شوند.

the headframe is visible from miles away.

چهارچوب سر از مایلها دور قابل مشاهده است.

they are installing a new headframe at the site.

آنها در حال نصب یک چهارچوب سر جدید در محل هستند.

maintenance of the headframe is vital for safety.

تعمیر و نگهداری چهارچوب سر برای ایمنی حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید