headpins

[ایالات متحده]/ˈhɛdˌpɪn/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌpɪn/

ترجمه

n.(پین جلو در بولینگ)

عبارات و ترکیب‌ها

headpin strike

ضربه سرپین

headpin spare

اسپِیر سرپین

headpin target

هدف سرپین

headpin position

موقعیت سرپین

headpin bowler

گوی‌زن سرپین

headpin game

بازی سرپین

headpin lane

مسیر سرپین

headpin roll

غلت سرپین

headpin setup

تنظیمات سرپین

headpin angle

زاویه سرپین

جملات نمونه

he knocked down the headpin while bowling.

او در حالی که بولینگ بازی می‌کرد، سرپین را سر انداخت.

the headpin is the first pin you aim for.

سرپین اولین توپی است که برای آن هدف گذاری می کنید.

she practiced hitting the headpin consistently.

او به طور مداوم تمرین می کرد تا سرپین را بزند.

in bowling, the headpin is crucial for scoring.

در بولینگ، سرپین برای کسب امتیاز بسیار مهم است.

he adjusted his stance to hit the headpin better.

او وضعیت خود را تنظیم کرد تا بهتر سرپین را بزند.

striking the headpin can lead to a strike.

ضربه زدن به سرپین می تواند منجر به یک ضربه شود.

the headpin fell first, knocking down others.

سرپین ابتدا افتاد و دیگران را سر انداخت.

she focused on the headpin during her practice.

او در طول تمرین خود روی سرپین تمرکز کرد.

it's important to aim for the headpin in bowling.

هدف قرار دادن سرپین در بولینگ مهم است.

the headpin is often the target for beginners.

سرپین اغلب هدف مبتدیان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید