new headships
سربندیهای جدید
headships available
سربندیهای موجود
academic headships
سربندیهای علمی
leadership headships
سربندیهای رهبری
vacant headships
سربندیهای خالی
headships offered
سربندیهای ارائه شده
past headships
سربندیهای گذشته
future headships
سربندیهای آینده
temporary headships
سربندیهای موقت
shared headships
سربندیهای مشترک
her headships in various projects have earned her great respect.
رهبری او در پروژههای مختلف، احترام زیادی را برای او به ارمغان آورده است.
he was appointed to headships in two different departments.
او برای تصدی سمتهای رهبری در دو بخش مختلف منصوب شد.
headships often come with significant responsibilities.
تصدی سمتهای رهبری اغلب با مسئولیتهای مهمی همراه است.
she has held headships in both academic and corporate settings.
او سمتهای رهبری را هم در محیطهای علمی و هم در محیطهای شرکتی بر عهده داشته است.
his headships have greatly influenced the direction of the organization.
تصدی سمتهای رهبری او تأثیر زیادی بر جهتگیری سازمان داشته است.
the transition to new headships can be challenging for many.
انتقال به سمتهای رهبری جدید میتواند برای بسیاری چالشبرانگیز باشد.
effective communication is essential for successful headships.
ارتباطات موثر برای تصدی موفقیتآمیز سمتهای رهبری ضروری است.
she is known for her innovative approaches in her headships.
او به خاطر رویکردهای نوآورانه خود در سمتهای رهبری شناخته میشود.
many aspire to headships in their respective fields.
بسیاری مشتاق تصدی سمتهای رهبری در زمینههای مربوطه خود هستند.
headships require a blend of leadership skills and experience.
تصدی سمتهای رهبری نیازمند ترکیبی از مهارتهای رهبری و تجربه است.
new headships
سربندیهای جدید
headships available
سربندیهای موجود
academic headships
سربندیهای علمی
leadership headships
سربندیهای رهبری
vacant headships
سربندیهای خالی
headships offered
سربندیهای ارائه شده
past headships
سربندیهای گذشته
future headships
سربندیهای آینده
temporary headships
سربندیهای موقت
shared headships
سربندیهای مشترک
her headships in various projects have earned her great respect.
رهبری او در پروژههای مختلف، احترام زیادی را برای او به ارمغان آورده است.
he was appointed to headships in two different departments.
او برای تصدی سمتهای رهبری در دو بخش مختلف منصوب شد.
headships often come with significant responsibilities.
تصدی سمتهای رهبری اغلب با مسئولیتهای مهمی همراه است.
she has held headships in both academic and corporate settings.
او سمتهای رهبری را هم در محیطهای علمی و هم در محیطهای شرکتی بر عهده داشته است.
his headships have greatly influenced the direction of the organization.
تصدی سمتهای رهبری او تأثیر زیادی بر جهتگیری سازمان داشته است.
the transition to new headships can be challenging for many.
انتقال به سمتهای رهبری جدید میتواند برای بسیاری چالشبرانگیز باشد.
effective communication is essential for successful headships.
ارتباطات موثر برای تصدی موفقیتآمیز سمتهای رهبری ضروری است.
she is known for her innovative approaches in her headships.
او به خاطر رویکردهای نوآورانه خود در سمتهای رهبری شناخته میشود.
many aspire to headships in their respective fields.
بسیاری مشتاق تصدی سمتهای رهبری در زمینههای مربوطه خود هستند.
headships require a blend of leadership skills and experience.
تصدی سمتهای رهبری نیازمند ترکیبی از مهارتهای رهبری و تجربه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید