hearingloss

[ایالات متحده]/ˈhɪərɪŋlɒs/
[بریتانیا]/ˈhɪrɪŋlɔs/

ترجمه

n. فقدان جزئی یا کامل شنوایی

جملات نمونه

age-related hearing loss is common among older adults.

کم شنیدنی مرتبط با سن در میان افراد سالمند رایج است.

the doctor diagnosed him with sensorineural hearing loss.

دکتر او را با کم شنیدنی نورال سنسوری تشخیص داد.

hearing loss can be caused by exposure to loud noise.

کم شنیدنی می‌تواند به دلیل مواجهه با صدای بلند ایجاد شود.

many people with hearing loss benefit from hearing aids.

بسیاری از افراد مبتلا به کم شنیدنی از دستگاه‌های شنوایی بهره می‌برند.

early detection of hearing loss is important for treatment.

تشخیص زودهنگام کم شنیدنی برای درمان مهم است.

congenital hearing loss affects some newborns.

کم شنیدنی مادرزاد برخی از نوزادان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

the severity of hearing loss varies from person to person.

شدت کم شنیدنی از شخصی به شخص دیگر متفاوت است.

hearing loss rehabilitation includes speech therapy.

بازتوانی کم شنیدنی شامل درمان زبان است.

sudden hearing loss requires immediate medical attention.

کم شنیدنی ناگهانی نیاز به توجه پزشکی فوری دارد.

children with hearing loss need special educational support.

کودکان مبتلا به کم شنیدنی نیاز به حمایت آموزشی ویژه دارند.

hearing loss prevention programs are important in workplaces.

برنامه‌های پیشگیری از کم شنیدنی در محیط کار مهم است.

the hearing loss device improved her quality of life significantly.

دستگاه کم شنیدنی کیفیت زندگی او را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید