fast heartbeats
ضربان قلب سریع
irregular heartbeats
ضربان قلب نامنظم
slow heartbeats
ضربان قلب آهسته
heartbeats per minute
ضربان قلب در دقیقه
heartbeats increase
افزایش ضربان قلب
heartbeats decrease
کاهش ضربان قلب
heartbeats sound
صدای ضربان قلب
heartbeats monitor
پایش ضربان قلب
heartbeats rhythm
ریتم ضربان قلب
heartbeats sync
همگام سازی ضربان قلب
her heartbeats quickened as she entered the room.
ضربان قلب او با ورود به اتاق سریعتر شد.
he felt her heartbeats against his chest.
او ضربان قلبش را روی سینهاش احساس کرد.
the sound of heartbeats filled the silence.
صدای ضربان قلب سکوت را پر کرد.
heartbeats can often indicate emotional states.
ضربان قلب اغلب میتواند نشاندهنده حالات احساسی باشد.
they listened to the heartbeats of the baby.
آنها به ضربان قلب نوزاد گوش دادند.
calm music can slow down heartbeats.
موسیقی آرامشبخش میتواند ضربان قلب را کاهش دهد.
her heartbeats echoed in the quiet night.
ضربان قلب او در شب آرام طنینانداز بود.
he could hear his heartbeats in the stillness.
او میتوانست ضربان قلبش را در سکوت بشنود.
during meditation, focus on your heartbeats.
در هنگام مدیتیشن، روی ضربان قلب خود تمرکز کنید.
heartbeats are a vital sign of life.
ضربان قلب یک نشانه حیاتی از زندگی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید