heartbreakers

[ایالات متحده]/[ˈhɑːtbreɪkəz]/
[بریتانیا]/[ˈhɑːrtbreɪkərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که درد عاطفی یا ناامیدی ایجاد می‌کنند، به ویژه در عشق؛ فردی که قلب کسی را می‌شکند؛ تیمی که به طور غیرمنتظره بازنده شده است، به ویژه در یک جام.
adj. درد عاطفی یا ناامیدی ایجاد کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

heartbreakers win

تیم قلب شکسته برنده شد

true heartbreakers

قلب شکسته واقعی

heartbreaker's game

بازی قلب شکسته

be a heartbreaker

یک قلب شکسته باش

heartbreakers' season

فصل تیم قلب شکسته

heartbreaker film

فیلم قلب شکسته

heartbreaker story

داستان قلب شکسته

جملات نمونه

the team suffered a devastating loss to the heartbreakers in the final seconds.

تیم در ثانیه‌های پایانی با شکستی بسیار ناامید کننده از سوی نابود کنندگان مواجه شد.

she was a true heartbreaker, effortlessly charming everyone she met.

او واقعاً یک نابود کننده قلب بود، به راحتی هر کسی را که ملاقات می‌کرد جذب می‌کرد.

the movie was a real heartbreaker, leaving audiences reaching for tissues.

فیلم واقعاً یک نابود کننده قلب بود، باعث می‌شد تماشاگران به دنبال کاغذهای جایگزین بروند.

he's known as a heartbreaker, moving from relationship to relationship.

او به عنوان یک نابود کننده قلب شناخته می‌شود، از رابطه‌ای به رابطه‌ی دیگر می‌رود.

despite the heartbreak, she vowed to move on with her life.

با وجود این ناامیدی، او پیمان کرد که با زندگی خود به جلو حرکت کند.

the heartbreakers of the past still haunt him, years later.

نابود کنندگان قلب گذشته هنوز او را در سال‌های بعد دوست دارند.

she delivered a heartbreaker of a performance, showcasing incredible talent.

او یک نمایش نابود کننده قلب ارائه داد، مهارت بی‌ precedent را نشان داد.

the unexpected ending was a complete heartbreaker for the viewers.

پایان غیر منتظره برای تماشاگران یک نابود کننده کامل بود.

he was a notorious heartbreaker, with a reputation for breaking hearts.

او یک نابود کننده قلب شاگرد بود، با شهرتی برای شکستن قلب‌ها.

the team's heartbreaking defeat was a major heartbreaker for the fans.

شکست ناامید کننده تیم یک نابود کننده بزرگ برای هواداران بود.

she turned out to be a heartbreaker, despite her quiet demeanor.

او به عنوان یک نابود کننده قلب ثابت شد، با وجود رفتار آرامش‌بخش خود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید