heartbreakers win
تیم قلب شکسته برنده شد
true heartbreakers
قلب شکسته واقعی
heartbreaker's game
بازی قلب شکسته
be a heartbreaker
یک قلب شکسته باش
heartbreakers' season
فصل تیم قلب شکسته
heartbreaker film
فیلم قلب شکسته
heartbreaker story
داستان قلب شکسته
the team suffered a devastating loss to the heartbreakers in the final seconds.
تیم در ثانیههای پایانی با شکستی بسیار ناامید کننده از سوی نابود کنندگان مواجه شد.
she was a true heartbreaker, effortlessly charming everyone she met.
او واقعاً یک نابود کننده قلب بود، به راحتی هر کسی را که ملاقات میکرد جذب میکرد.
the movie was a real heartbreaker, leaving audiences reaching for tissues.
فیلم واقعاً یک نابود کننده قلب بود، باعث میشد تماشاگران به دنبال کاغذهای جایگزین بروند.
he's known as a heartbreaker, moving from relationship to relationship.
او به عنوان یک نابود کننده قلب شناخته میشود، از رابطهای به رابطهی دیگر میرود.
despite the heartbreak, she vowed to move on with her life.
با وجود این ناامیدی، او پیمان کرد که با زندگی خود به جلو حرکت کند.
the heartbreakers of the past still haunt him, years later.
نابود کنندگان قلب گذشته هنوز او را در سالهای بعد دوست دارند.
she delivered a heartbreaker of a performance, showcasing incredible talent.
او یک نمایش نابود کننده قلب ارائه داد، مهارت بی precedent را نشان داد.
the unexpected ending was a complete heartbreaker for the viewers.
پایان غیر منتظره برای تماشاگران یک نابود کننده کامل بود.
he was a notorious heartbreaker, with a reputation for breaking hearts.
او یک نابود کننده قلب شاگرد بود، با شهرتی برای شکستن قلبها.
the team's heartbreaking defeat was a major heartbreaker for the fans.
شکست ناامید کننده تیم یک نابود کننده بزرگ برای هواداران بود.
she turned out to be a heartbreaker, despite her quiet demeanor.
او به عنوان یک نابود کننده قلب ثابت شد، با وجود رفتار آرامشبخش خود.
heartbreakers win
تیم قلب شکسته برنده شد
true heartbreakers
قلب شکسته واقعی
heartbreaker's game
بازی قلب شکسته
be a heartbreaker
یک قلب شکسته باش
heartbreakers' season
فصل تیم قلب شکسته
heartbreaker film
فیلم قلب شکسته
heartbreaker story
داستان قلب شکسته
the team suffered a devastating loss to the heartbreakers in the final seconds.
تیم در ثانیههای پایانی با شکستی بسیار ناامید کننده از سوی نابود کنندگان مواجه شد.
she was a true heartbreaker, effortlessly charming everyone she met.
او واقعاً یک نابود کننده قلب بود، به راحتی هر کسی را که ملاقات میکرد جذب میکرد.
the movie was a real heartbreaker, leaving audiences reaching for tissues.
فیلم واقعاً یک نابود کننده قلب بود، باعث میشد تماشاگران به دنبال کاغذهای جایگزین بروند.
he's known as a heartbreaker, moving from relationship to relationship.
او به عنوان یک نابود کننده قلب شناخته میشود، از رابطهای به رابطهی دیگر میرود.
despite the heartbreak, she vowed to move on with her life.
با وجود این ناامیدی، او پیمان کرد که با زندگی خود به جلو حرکت کند.
the heartbreakers of the past still haunt him, years later.
نابود کنندگان قلب گذشته هنوز او را در سالهای بعد دوست دارند.
she delivered a heartbreaker of a performance, showcasing incredible talent.
او یک نمایش نابود کننده قلب ارائه داد، مهارت بی precedent را نشان داد.
the unexpected ending was a complete heartbreaker for the viewers.
پایان غیر منتظره برای تماشاگران یک نابود کننده کامل بود.
he was a notorious heartbreaker, with a reputation for breaking hearts.
او یک نابود کننده قلب شاگرد بود، با شهرتی برای شکستن قلبها.
the team's heartbreaking defeat was a major heartbreaker for the fans.
شکست ناامید کننده تیم یک نابود کننده بزرگ برای هواداران بود.
she turned out to be a heartbreaker, despite her quiet demeanor.
او به عنوان یک نابود کننده قلب ثابت شد، با وجود رفتار آرامشبخش خود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید