devastations

[ایالات متحده]/ˌdɛvəˈsteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌdɛvəˈsteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخریب شدید و فراگیر

عبارات و ترکیب‌ها

natural devastations

تخریب‌های طبیعی

human devastations

تخریب‌های انسانی

economic devastations

تخریب‌های اقتصادی

environmental devastations

تخریب‌های زیست‌محیطی

devastations aftermath

پیامدهای تخریب

devastations assessment

ارزیابی تخریب

devastations report

گزارش تخریب

devastations relief

کمک به تخریب‌زدگان

devastations recovery

بازسازی پس از تخریب

devastations impact

اثرات تخریب

جملات نمونه

the devastations caused by the hurricane were unimaginable.

ویرانی‌های ناشی از گردباد غیرقابل تصور بود.

we are still recovering from the devastations of the recent floods.

ما هنوز در حال بهبودی از ویرانی‌های سیل اخیر هستیم.

the war left behind many devastations in the countryside.

جنگ ویرانی‌های زیادی را در روستاها بر جای گذاشت.

he spoke about the emotional devastations of losing a loved one.

او در مورد ویرانی‌های عاطفی از دست دادن یک عزیز صحبت کرد.

efforts to rebuild after the devastations have begun.

تلاش‌ها برای بازسازی پس از ویرانی‌ها آغاز شده است.

the devastations of climate change are becoming more apparent.

ویرانی‌های ناشی از تغییرات آب و هوایی بیشتر آشکار می‌شود.

she documented the devastations of the wildfire in her report.

او ویرانی‌های ناشی از آتش‌سوزی را در گزارش خود مستند کرد.

communities united to address the devastations of the earthquake.

جامعه‌ها برای رسیدگی به ویرانی‌های ناشی از زلزله متحد شدند.

the government allocated funds to help with the devastations.

دولت بودجه‌ای را برای کمک به ویرانی‌ها تخصیص داد.

many people are still affected by the devastations of the past.

هنوز بسیاری از مردم تحت تأثیر ویرانی‌های گذشته قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید