heartrots

[ایالات متحده]/ˈhɑːtrɒts/
[بریتانیا]/ˈhɑːrtrɑːts/

ترجمه

n. بیماری‌های قارچی که فساد در چوب درخت را به همراه می‌آورند، معمولاً قسمت مرکزی درخت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

جملات نمونه

the neglected relationship heartrots until nothing remains.

روابطی که نادیده گرفته می‌شوند تا زمانی که چیزی باقی نماند، فساد می‌کنند.

bitter resentment heartrots the soul like a disease.

نفرت تلخ مانند یک بیماری، جان را فساد می‌دهد.

when love dies, the heart heartrots from emotional starvation.

وقتی عشق می‌میرد، قلب از گرسنگی عاطفی فساد می‌کند.

the memory heartrots in the forgotten corners of his mind.

خاطره در زوایای فراموش شده ذهن او فساد می‌کند.

trust heartrots when betrayal takes root deep within.

وقتی خیانت در عمق وجود جذب می‌شود، اعتماد فساد می‌کند.

her compassion heartrots after years of suffering and cruelty.

پس از سال‌ها رنج و خشونت، مercy او فساد می‌کند.

the once-vibrant community heartrots from prolonged neglect.

جامعه‌ای که یک زمان پر انرژی بود، از نادیده گرفتن مکرر فساد می‌کند.

his humanity heartrots as darkness slowly consumes his spirit.

انسانیت او فساد می‌کند وقتی تاریکی به آرامی روح او را می‌خورد.

hope heartrots in the endless night of despair and loss.

امید در شبی بی‌پایان از افسردگی و زیان فساد می‌کند.

the ancient oak heartrots from a hidden fungal infection.

درخت گردوی قدیمی از یک عفونت قارچی پنهان فساد می‌کند.

artistic inspiration heartrots without practice and passion.

الهام‌بخشی هنری بدون تمرین و شغف فساد می‌کند.

kindness heartrots when met with constant ingratitude.

وقتی با ناچاری مداوم مواجه می‌شود، لطف فساد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید