heaved

[ایالات متحده]/hiːvd/
[بریتانیا]/hiːvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی heave

عبارات و ترکیب‌ها

heaved a sigh

نفس عمیقی کشید

heaved up

بالا آورد

heaved back

به عقب کشید

heaved forward

به جلو کشید

heaved out

بیرون کشید

heaved away

دور کرد

heaved aside

کنار گذاشت

heaved off

از تن انداخت

heaved down

به پایین کشید

heaved together

در کنار هم جمع کرد

جملات نمونه

she heaved a sigh of relief after finishing the exam.

او با خیال راحت نفسی کشید بعد از اتمام امتحان.

the heavy box was heaved onto the truck.

جعبه سنگین به کامیون منتقل شد.

he heaved his backpack onto his shoulders.

او کوله‌پشتی خود را روی شانه‌هایش انداخت.

after a long day, she heaved herself onto the couch.

بعد از یک روز طولانی، او خود را روی مبل انداخت.

they heaved the sails up to catch the wind.

آنها بادبان‌ها را بالا بردند تا باد را بگیرند.

he heaved a great weight off his chest.

او بار سنگینی را از روی سینه‌اش برداشت.

the crowd heaved forward to get a better view.

جمعیت برای دیدن بهتر به جلو هجوم برد.

she heaved the door open with all her strength.

او با تمام قدرتش در را باز کرد.

he heaved in frustration when he lost the game.

او با ناامیدی نفسی کشید وقتی بازی را باخت.

with a deep breath, he heaved the ball across the field.

با یک نفس عمیق، او توپ را در سراسر زمین پرتاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید