hectometer

[ایالات متحده]/ˈhɛktəʊˌmiːtə/
[بریتانیا]/ˈhɛktəˌmiːtər/

ترجمه

n.(واحد اندازه گیری طول) صد متر; (پزشکی) هکتومتر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hectometer measurement

سنجش هکتومتری

hectometer scale

مقیاس هکتومتری

hectometer distance

فاصله هکتومتری

hectometer conversion

تبدیل هکتومتری

hectometer unit

واحد هکتومتری

hectometer range

محدوده هکتومتری

hectometer graph

نمودار هکتومتری

hectometer area

مساحت هکتومتری

hectometer length

طول هکتومتری

hectometer plot

نمایش هکتومتری

جملات نمونه

the distance between the two cities is approximately five hectometers.

فاصله بین دو شهر تقریباً پنج هکتومتر است.

he measured the height of the hill in hectometers.

او ارتفاع تپه را به هکتومتر اندازه گیری کرد.

the new park covers an area of 20 hectometers.

پارک جدید مساحتی به وسعت 20 هکتومتر را پوشش می دهد.

we need to convert kilometers into hectometers for the project.

ما برای پروژه نیاز داریم کیلومترها را به هکتومتر تبدیل کنیم.

the marathon route is marked every hectometer.

مسیر ماراتن در هر هکتومتر مشخص شده است.

she ran a distance of 3 hectometers in the race.

او در مسابقه مسافتی به طول 3 هکتومتر دوید.

the map shows the scale in hectometers.

نقشه مقیاس را به هکتومتر نشان می دهد.

he calculated the area in hectometers for the land survey.

او مساحت را برای بررسی زمین به هکتومتر محاسبه کرد.

one hectometer equals 100 meters.

یک هکتومتر برابر با 100 متر است.

the forest extends over several hectometers of land.

جنگل در چندین هکتومتر زمین گسترده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید