hedged bets
شرطبندی محافظهکارانه
hedged position
موقعیت محافظهکارانه
hedged investment
سرمایهگذاری محافظهکارانه
hedged strategy
استراتژی محافظهکارانه
hedged risk
کاهش ریسک
hedged options
گزینههای محافظهکارانه
hedged exposure
قرار گرفتن در معرض محافظهکارانه
hedged return
بازده محافظهکارانه
hedged assets
داراییهای محافظهکارانه
hedged portfolio
پورتفوی محافظهکارانه
he hedged his bets by investing in multiple stocks.
او با سرمایهگذاری در چندین سهم، شانس خود را افزایش داد.
the politician hedged his statements to avoid controversy.
سیاستمدار برای جلوگیری از جنجال، اظهارات خود را به گونهای بیان کرد که مبهم باشد.
she hedged her answer, unsure of the correct response.
او پاسخی مبهم داد، زیرا از پاسخ صحیح مطمئن نبود.
investors often hedge their investments against market volatility.
سرمایهگذاران اغلب سرمایهگذاریهای خود را در برابر نوسانات بازار محافظت میکنند.
he hedged his comments to keep his options open.
او برای حفظ گزینههای خود، نظرات خود را به گونهای بیان کرد که مبهم باشد.
the company hedged against potential losses with insurance.
شرکت با استفاده از بیمه، در برابر خسارات احتمالی محافظت کرد.
she hedged her position in the negotiation.
او در مذاکرات، موضع خود را به گونهای بیان کرد که مبهم باشد.
they hedged their predictions about the project’s success.
آنها پیشبینیهای خود در مورد موفقیت پروژه را به گونهای بیان کردند که مبهم باشد.
he hedged his commitment to the team project.
او تعهد خود را به پروژه تیمی به گونهای بیان کرد که مبهم باشد.
the analyst hedged his forecast for next quarter's earnings.
تحلیلگر پیشبینی خود را برای سودآوری سه ماهه آینده به گونهای بیان کرد که مبهم باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید