hefting

[ایالات متحده]/ˈhɛftɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɛftɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قدرت خمیر مایه نان
v. بالا بردن چیزی برای آزمایش وزن آن

عبارات و ترکیب‌ها

hefting weights

بلند کردن وزنه‌ها

hefting boxes

بلند کردن جعبه‌ها

hefting goods

بلند کردن کالاها

hefting luggage

بلند کردن چمدان‌ها

hefting rocks

بلند کردن سنگ‌ها

hefting equipment

بلند کردن تجهیزات

hefting furniture

بلند کردن مبلمان

hefting supplies

بلند کردن لوازم

hefting materials

بلند کردن مصالح

hefting bales

بلند کردن بسته‌ها

جملات نمونه

he was hefting a heavy box into the truck.

او یک جعبه سنگین را به داخل کامیون بلند می‌کرد.

she spent the afternoon hefting weights at the gym.

او بعد از ظهر در باشگاه وزنه‌برداری می‌کرد.

he is hefting the furniture to rearrange the living room.

او مبلمان را برای تغییر چیدمان اتاق نشیمن بلند می‌کند.

he was hefting the backpack as he climbed the hill.

او کوله‌پشتی را بلند کرد، در حالی که از تپه بالا می‌رفت.

after hefting the suitcase, he realized it was too heavy.

بعد از بلند کردن چمدان، متوجه شد که خیلی سنگین است.

he enjoys hefting logs for the fireplace.

او از بلند کردن هیزم‌ها برای شومینه لذت می‌برد.

he was hefting the groceries into the kitchen.

او مواد غذایی را به داخل آشپزخانه بلند می‌کرد.

he spent the day hefting boxes for the move.

او یک روز را صرف بلند کردن جعبه‌ها برای جابجایی کرد.

he was hefting his toddler onto his shoulders.

او نوزادش را روی شانه‌هایش بلند می‌کرد.

he is hefting the trophy proudly after winning the game.

او به افتخار برد، جام را بلند می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید