heirship

[ایالات متحده]/ˈɛəʃɪp/
[بریتانیا]/ˈɛrʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا مقام وراثت؛ حق قانونی برای ارث بردن از دارایی یا عنوان

عبارات و ترکیب‌ها

legal heirship

وراثت قانونی

heirship rights

حقوق ارث

heirship laws

قوانین ارث

heirship dispute

اختلاف ارث

heirship certificate

گواهی ارث

heirship claim

ادعای ارث

heirship process

فرآیند ارث

heirship determination

تعیین وارث

heirship issue

مشکلات ارث

heirship agreement

توافق ارث

جملات نمونه

he was granted heirship to the family estate.

او حق ارث‌بری از املاک خانوادگی به او اعطا شد.

the laws of heirship can vary significantly between countries.

قوانین ارث‌بری می‌توانند به طور قابل توجهی بین کشورها متفاوت باشند.

she questioned her rightful heirship after the will was read.

او پس از خواندن وصیت‌نامه، حق ارث‌بری خود را زیر سوال برد.

understanding heirship is crucial for estate planning.

درک ارث‌بری برای برنامه‌ریزی املاک بسیار مهم است.

heirship disputes can lead to lengthy legal battles.

اختلافات ارث‌بری می‌تواند منجر به دعاوی حقوقی طولانی شود.

the concept of heirship is rooted in cultural traditions.

مفهوم ارث‌بری ریشه در سنت‌های فرهنگی دارد.

she felt a strong sense of heirship to her family's legacy.

او احساس قوی از ارث‌بری نسبت به میراث خانوادگی خود داشت.

heirship laws often include provisions for adopted children.

قوانین ارث‌بری اغلب شامل مقراتی برای فرزندان خوانده شده است.

they established a trust to clarify heirship issues.

آنها برای روشن کردن مسائل ارث‌بری، یک صندوق خیریه ایجاد کردند.

heirship can sometimes be contested in court.

ارث‌بری گاهی اوقات می‌تواند در دادگاه مورد مناقشه قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید