little hellions
شیطانهای کوچک
rowdy hellions
شیطانهای پر سر و صدا
wild hellions
شیطانهای وحشی
naughty hellions
شیطانهای بد
young hellions
شیطانهای جوان
rambunctious hellions
شیطانهای پرتحرک
mischievous hellions
شیطانهای شیطانکار
troublesome hellions
شیطانهای مشکلساز
playful hellions
شیطانهای بازیگوش
spirited hellions
شیطانهای پرانرژی
the classroom was filled with hellions causing chaos.
کلاس درس پر از یاغیانی بود که هرج و مرج به پا میکردند.
those hellions never listen to the teacher.
آن یاغیها هرگز به معلم گوش نمیدهند.
the neighborhood was overrun by hellions at play.
محله توسط یاغیانی که در حال بازی بودند، درهم شکسته شد.
she has a knack for handling hellions with ease.
او استعداد خاصی در برخورد با یاغیان با سهولت دارد.
the park was filled with hellions running around.
پارک پر از یاغیانی بود که در حال دویدن بودند.
parents often struggle to control their hellions.
والدین اغلب برای کنترل یاغیان خود تلاش میکنند.
those hellions always find trouble wherever they go.
آن یاغیها همیشه در هر جایی که میروند، مشکل پیدا میکنند.
the teacher had to separate the hellions from the rest of the class.
معلم مجبور شد یاغیان را از بقیه کلاس جدا کند.
even the calmest adults can be driven crazy by hellions.
حتی آرامترین بزرگسالان نیز ممکن است توسط یاغیان دیوانه شوند.
the hellions were making noise during the movie.
یاغیان در حین تماشای فیلم سر و صدا میکردند.
little hellions
شیطانهای کوچک
rowdy hellions
شیطانهای پر سر و صدا
wild hellions
شیطانهای وحشی
naughty hellions
شیطانهای بد
young hellions
شیطانهای جوان
rambunctious hellions
شیطانهای پرتحرک
mischievous hellions
شیطانهای شیطانکار
troublesome hellions
شیطانهای مشکلساز
playful hellions
شیطانهای بازیگوش
spirited hellions
شیطانهای پرانرژی
the classroom was filled with hellions causing chaos.
کلاس درس پر از یاغیانی بود که هرج و مرج به پا میکردند.
those hellions never listen to the teacher.
آن یاغیها هرگز به معلم گوش نمیدهند.
the neighborhood was overrun by hellions at play.
محله توسط یاغیانی که در حال بازی بودند، درهم شکسته شد.
she has a knack for handling hellions with ease.
او استعداد خاصی در برخورد با یاغیان با سهولت دارد.
the park was filled with hellions running around.
پارک پر از یاغیانی بود که در حال دویدن بودند.
parents often struggle to control their hellions.
والدین اغلب برای کنترل یاغیان خود تلاش میکنند.
those hellions always find trouble wherever they go.
آن یاغیها همیشه در هر جایی که میروند، مشکل پیدا میکنند.
the teacher had to separate the hellions from the rest of the class.
معلم مجبور شد یاغیان را از بقیه کلاس جدا کند.
even the calmest adults can be driven crazy by hellions.
حتی آرامترین بزرگسالان نیز ممکن است توسط یاغیان دیوانه شوند.
the hellions were making noise during the movie.
یاغیان در حین تماشای فیلم سر و صدا میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید