hellions

[ایالات متحده]/ˈhɛliənz/
[بریتانیا]/ˈhɛliənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد بد; شوخی‌کنندگان; بچه‌های شرور (به عنوان مزاحم‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

little hellions

شیطان‌های کوچک

rowdy hellions

شیطان‌های پر سر و صدا

wild hellions

شیطان‌های وحشی

naughty hellions

شیطان‌های بد

young hellions

شیطان‌های جوان

rambunctious hellions

شیطان‌های پرتحرک

mischievous hellions

شیطان‌های شیطان‌کار

troublesome hellions

شیطان‌های مشکل‌ساز

playful hellions

شیطان‌های بازیگوش

spirited hellions

شیطان‌های پرانرژی

جملات نمونه

the classroom was filled with hellions causing chaos.

کلاس درس پر از یاغیانی بود که هرج و مرج به پا می‌کردند.

those hellions never listen to the teacher.

آن یاغی‌ها هرگز به معلم گوش نمی‌دهند.

the neighborhood was overrun by hellions at play.

محله توسط یاغیانی که در حال بازی بودند، درهم شکسته شد.

she has a knack for handling hellions with ease.

او استعداد خاصی در برخورد با یاغیان با سهولت دارد.

the park was filled with hellions running around.

پارک پر از یاغیانی بود که در حال دویدن بودند.

parents often struggle to control their hellions.

والدین اغلب برای کنترل یاغیان خود تلاش می‌کنند.

those hellions always find trouble wherever they go.

آن یاغی‌ها همیشه در هر جایی که می‌روند، مشکل پیدا می‌کنند.

the teacher had to separate the hellions from the rest of the class.

معلم مجبور شد یاغیان را از بقیه کلاس جدا کند.

even the calmest adults can be driven crazy by hellions.

حتی آرام‌ترین بزرگسالان نیز ممکن است توسط یاغیان دیوانه شوند.

the hellions were making noise during the movie.

یاغیان در حین تماشای فیلم سر و صدا می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید