paragons

[ایالات متحده]/ˈpærəɡənz/
[بریتانیا]/ˈpærəɡənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدل برتری یا کمال؛ شخص یا چیزی که به عنوان مثال کاملی در نظر گرفته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

moral paragons

نمونه‌های اخلاقی

paragons of virtue

نمونه‌های فضیلت

paragons of excellence

نمونه‌های برتری

paragons of beauty

نمونه‌های زیبایی

paragons of integrity

نمونه‌های یکپارچگی

paragons of strength

نمونه‌های قدرت

paragons of success

نمونه‌های موفقیت

paragons of wisdom

نمونه‌های خرد

paragons of leadership

نمونه‌های رهبری

paragons of kindness

نمونه‌های مهربانی

جملات نمونه

she is a paragon of virtue in our community.

او یک الگوی فضیلت در جامعه ماست.

these athletes are paragons of dedication and hard work.

این ورزشکاران نمونه‌هایی از تعهد و تلاش سخت هستند.

he serves as a paragon of leadership for his peers.

او به عنوان یک الگوی رهبری برای همسالانش خدمت می‌کند.

her performance is a paragon of excellence in the arts.

اجرای او یک الگوی برتری در هنرها است.

in literature, she is often seen as a paragon of strength.

در ادبیات، او اغلب به عنوان یک الگوی قدرت دیده می‌شود.

the company prides itself on being a paragon of innovation.

شرکت به این افتخار می‌کند که یک الگوی نوآوری است.

his actions are a paragon of integrity and honesty.

اقدامات او یک الگوی یکپارچگی و صداقت است.

they are paragons of teamwork and cooperation.

آنها نمونه‌هایی از کار گروهی و همکاری هستند.

as a teacher, she is a paragon of patience and understanding.

به عنوان یک معلم، او یک الگوی صبر و درک است.

the scientist is a paragon of curiosity and discovery.

دانشمند یک الگوی کنجکاوی و کشف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید