helpe

[ایالات متحده]/hɛlp/
[بریتانیا]/hɛlp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمک‌کننده؛ خدمات مشاوره شکایت؛ سالن آموزش کمک به بازی
شکل‌های واژه
جمعhelpes

جملات نمونه

please helpe yourself to some refreshments.

لطفاً خودتان را با چند نوشیدنی تازه تامین کنید.

she always helpe out when we're short-staffed.

وقتی که ما کم‌کاری داریم، او همیشه کمک می‌کند.

can you helpe me with this heavy box?

می‌توانی به من در حمل این کارتن سنگین کمک کنی؟

i can't helpe laughing at his funny story.

من نمی‌توانم از داستان خنده‌دار او خنده‌ام را کنترل کنم.

the helpe desk provides technical support.

میز کمک به پشتیبانی فنی می‌پردازد.

we need additional helpe for the project.

ما نیاز به کمک اضافی برای پروژه داریم.

she found great helpe in those self-help books.

او از این کتاب‌های راهنمای خود کمک زیادی گرفت.

thank you for your helpe during the emergency.

ممنون که در این بحران به من کمک کردی.

he loves to helpe others in his community.

او دوست دارد در جامعه‌اش به دیگران کمک کند.

the helpe wanted sign attracted many applicants.

دستورالعمل جلب کمک بسیاری از درخواست‌کنندگان را جذب کرد.

your kind words were a huge helpe to me.

کلمات لطف‌تان به من کمک زیادی کرد.

professional helpe is available at the center.

کمک حرفه‌ای در مرکز در دسترس است.

she offered to helpe clean up after the party.

او پیشنهاد داد که پس از پارتو کمک پاک کردن را انجام دهد.

the manual will helpe you understand the system.

این دستورالعمل به شما کمک می‌کند تا سیستم را درک کنید.

children learn to helpe with household chores.

کودکان یاد می‌گیرند که در کارهای خانه کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید