hemicycles

[ایالات متحده]/ˈhɛmɪsaɪkəl/
[بریتانیا]/ˈhɛmɪˌsaɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیم‌دایره؛ آمفی‌تئاتر به شکل نیم‌دایره؛ اتاق به شکل نیم‌دایره

عبارات و ترکیب‌ها

hemicycle design

طراحی نیم‌دایره

hemicycle shape

شکل نیم‌دایره

hemicycle structure

ساختار نیم‌دایره

hemicycle seating

چیدمان صندلی‌های نیم‌دایره

hemicycle arrangement

چیدمان نیم‌دایره

hemicycle layout

چیدمان نیم‌دایره

hemicycle space

فضای نیم‌دایره

hemicycle view

نمای نیم‌دایره

hemicycle area

مساحت نیم‌دایره

hemicycle form

فرم نیم‌دایره

جملات نمونه

the hemicycle of the amphitheater was filled with spectators.

نیم‌دایره آمفی‌تئاتر با تماشاگران پر شده بود.

they designed the building with a large hemicycle at the front.

آنها ساختمان را با یک نیم‌دایره بزرگ در جلو طراحی کردند.

the hemicycle is often used for political gatherings.

نیم‌دایره اغلب برای گردهمایی‌های سیاسی استفاده می‌شود.

in architecture, the hemicycle can create a sense of openness.

در معماری، نیم‌دایره می‌تواند احساسی از گشودگی ایجاد کند.

the hemicycle layout enhances the acoustics of the concert hall.

چیدمان نیم‌دایره باعث بهبود آکوستیک تالار کنسرت می‌شود.

students gathered in the hemicycle for the debate.

دانشجویان برای بحث در نیم‌دایره جمع شدند.

the hemicycle design allows for better visibility for all attendees.

طراحی نیم‌دایره امکان دید بهتر برای همه شرکت‌کنندگان را فراهم می‌کند.

during the event, the hemicycle served as the main stage.

در طول رویداد، نیم‌دایره به عنوان صحنه اصلی خدمت کرد.

the architect emphasized the importance of the hemicycle in his plans.

معمار بر اهمیت نیم‌دایره در برنامه‌های خود تاکید کرد.

the hemicycle is a popular feature in modern urban parks.

نیم‌دایره یک ویژگی محبوب در پارک‌های شهری مدرن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید