hems and cuffs
حاشیه ها و آستین ها
hems of skirts
حاشیه دامن
curled hems
حاشیه های چرخ خورده
double hems
حاشیه های دوگانه
finished hems
حاشیه های تمام شده
raw hems
حاشیه های خشن
hems of trousers
حاشیه شلوار
hems on dresses
حاشیه لباس
hems of curtains
حاشیه پرده
hems for shirts
حاشیه برای پیراهن
she decided to add colorful hems to her dress.
او تصمیم گرفت حاشیه های رنگارنگ به لباسش اضافه کند.
the tailor carefully stitched the hems of the pants.
خیاط به دقت حاشیه های شلوار را دوخت.
he prefers to wear jeans with frayed hems.
او ترجیح می دهد جین هایی با حاشیه های پاره بپوشد.
they chose a fabric that wouldn’t fray at the hems.
آنها پارچه ای را انتخاب کردند که در حاشیه ها پاره نشود.
she hemmed the curtains to fit the window perfectly.
او پرده ها را به گونه ای حاشیه کرد که به طور کامل با پنجره مطابقت داشته باشد.
the designer showcased dresses with intricate hems.
طراح لباس هایی با حاشیه های پیچیده به نمایش گذاشت.
he forgot to iron the hems before the event.
او فراموش کرد قبل از رویداد حاشیه ها را اتو کند.
they added lace hems to the wedding gown.
آنها حاشیه های گیپور به لباس عروس اضافه کردند.
the hems of the shirts were all uneven.
حاشیه های همه پیراهن ها ناهموار بودند.
she learned how to sew hems during her sewing class.
او یاد گرفت که چگونه در کلاس خیاطی خود حاشیه ها را بدوزد.
hems and cuffs
حاشیه ها و آستین ها
hems of skirts
حاشیه دامن
curled hems
حاشیه های چرخ خورده
double hems
حاشیه های دوگانه
finished hems
حاشیه های تمام شده
raw hems
حاشیه های خشن
hems of trousers
حاشیه شلوار
hems on dresses
حاشیه لباس
hems of curtains
حاشیه پرده
hems for shirts
حاشیه برای پیراهن
she decided to add colorful hems to her dress.
او تصمیم گرفت حاشیه های رنگارنگ به لباسش اضافه کند.
the tailor carefully stitched the hems of the pants.
خیاط به دقت حاشیه های شلوار را دوخت.
he prefers to wear jeans with frayed hems.
او ترجیح می دهد جین هایی با حاشیه های پاره بپوشد.
they chose a fabric that wouldn’t fray at the hems.
آنها پارچه ای را انتخاب کردند که در حاشیه ها پاره نشود.
she hemmed the curtains to fit the window perfectly.
او پرده ها را به گونه ای حاشیه کرد که به طور کامل با پنجره مطابقت داشته باشد.
the designer showcased dresses with intricate hems.
طراح لباس هایی با حاشیه های پیچیده به نمایش گذاشت.
he forgot to iron the hems before the event.
او فراموش کرد قبل از رویداد حاشیه ها را اتو کند.
they added lace hems to the wedding gown.
آنها حاشیه های گیپور به لباس عروس اضافه کردند.
the hems of the shirts were all uneven.
حاشیه های همه پیراهن ها ناهموار بودند.
she learned how to sew hems during her sewing class.
او یاد گرفت که چگونه در کلاس خیاطی خود حاشیه ها را بدوزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید