middles of nowhere
وسط هیچ کجا
in the middles
در میانه ها
find the middles
پیدا کردن میانه ها
cut the middles
برش میانه ها
middles of life
میانه های زندگی
meet in middles
دیدار در میانه ها
the best middles
بهترین میانه ها
between the middles
بین میانه ها
the middles of the cake were still warm and gooey.
در میانه کیک، هنوز گرم و چسبناک بود.
she prefers to wear dresses that accentuate her middles.
او ترجیح می دهد لباس هایی بپوشد که قسمت میانه بدن او را برجسته کند.
in the middles of the game, the team made a comeback.
در میانه بازی، تیم موفق به بازگشت شد.
the middles of the story were the most intriguing.
میانه داستان، جذاب ترین قسمت بود.
he found the middles of the book quite dull.
او میانه کتاب را نسبتاً کسل کننده یافت.
the artist focused on the middles of the canvas.
هنرمند بر روی میانه بوم تمرکز کرد.
she placed the flowers in the middles of the table.
او گل ها را در میانه میز قرار داد.
the middles of the road were lined with trees.
میانه جاده با درختان پوشیده شده بود.
he was stuck in the middles of a difficult decision.
او در میانه یک تصمیم دشوار گیر کرده بود.
the middles of the performance were filled with energy.
میانه اجرا با انرژی پر شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید