centres

[ایالات متحده]/ˈsɛntərz/
[بریتانیا]/ˈsɛn.tər.z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش مرکزی چیزی؛ یک هاب یا هسته؛ گروهی از ساختمان‌ها یا تأسیسات در اطراف یک نقطه مشترک در یک شهر یا شهرک.
v. قرار دادن چیزی در مرکز؛ تمرکز بر روی چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

community centres

مراکز اجتماعی

shopping centres

مرکز خرید

sports centres

مراکز ورزشی

education centres

مراکز آموزشی

health centres

مراکز بهداشتی

cultural centres

مراکز فرهنگی

service centres

مراکز خدمات

training centres

مراکز آموزشی

business centres

مراکز تجاری

recreation centres

مراکز تفریحی

جملات نمونه

many research centres focus on climate change.

بسیاری از مراکز تحقیقاتی بر تغییرات آب و هوایی تمرکز دارند.

the city has several cultural centres for the community.

شهر دارای چندین مرکز فرهنگی برای جامعه است.

health centres provide essential services to the public.

مراکز بهداشتی خدمات ضروری را به مردم ارائه می دهند.

educational centres offer various training programs.

مراکز آموزشی برنامه های آموزشی متنوعی ارائه می دهند.

shopping centres attract many visitors every weekend.

مرکز خرید هر هفته‌گرد بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جذب می‌کند.

community centres often host local events and activities.

مراکز اجتماعی اغلب میزبان رویدادها و فعالیت های محلی هستند.

fitness centres are becoming more popular among young people.

مراکز تناسب اندام در حال محبوب شدن بیشتر در بین جوانان هستند.

art centres showcase the work of local artists.

مراکز هنری آثار هنرمندان محلی را به نمایش می گذارند.

support centres provide assistance to those in need.

مراکز پشتیبانی به نیازمندان کمک می کنند.

innovation centres drive technological advancements.

مراکز نوآوری پیشرفت های فناوری را هدایت می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید