hennaed

[ایالات متحده]/ˈhɛnəd/
[بریتانیا]/ˈhɛnəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غوطه‌ور در رنگ حنا
v. زمان گذشته و قسمت گذشته حنا

عبارات و ترکیب‌ها

hennaed hands

دست‌های حنا شده

hennaed designs

طرح‌های حنا

hennaed hair

موهای حنا شده

hennaed feet

پاهای حنا شده

hennaed patterns

الگوهای حنا

hennaed body

بدن حنا شده

hennaed art

هنر حنا

hennaed nails

ناخن‌های حنا شده

hennaed styles

سبک‌های حنا

hennaed tattoos

خالکوبی‌های حنا

جملات نمونه

she had her hair hennaed for the festival.

او موهای خود را برای جشنواره حنا کرد.

he admired the intricate designs of the hennaed hands.

او طراحی های پیچیده روی دست های حنا شده را تحسین کرد.

they decided to get hennaed tattoos for the wedding.

آنها تصمیم گرفتند برای عروسی تاتو حنا کنند.

the artist specializes in hennaed body art.

هنرمند در زمینه نقاشی بدن با حنا تخصص دارد.

her hennaed hair made her stand out at the party.

موهای حنا شده او باعث شد در مهمانی از دیگران متمایز شود.

many brides choose to have their hands hennaed.

عروس های زیادی انتخاب می کنند که دست های خود را حنا کنند.

he was fascinated by the vibrant colors of the hennaed designs.

او مجذوب رنگ های زنده طرح های حنا شده بود.

after getting hennaed, her hands looked stunning.

بعد از حنا کردن، دست هایش بسیار زیبا به نظر می رسید.

the hennaed patterns faded after a few weeks.

طرح های حنا شده پس از چند هفته محو شدند.

she learned how to create hennaed designs online.

او یاد گرفت که چگونه طرح های حنا را به صورت آنلاین ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید