hereditarily

[ایالات متحده]/həˈrɛdɪtəreli/
[بریتانیا]/həˈrɛdɪˌtɛrəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که به ارث رسیده یا از نسل‌های گذشته منتقل شده است

عبارات و ترکیب‌ها

hereditarily transmitted

منتقل از طریق وراثت

hereditarily linked

مرتبط از طریق وراثت

hereditarily influenced

تحت تأثیر وراثت

hereditarily determined

تعیین شده از طریق وراثت

hereditarily acquired

کسب شده از طریق وراثت

hereditarily passed

منتقل شده از طریق وراثت

hereditarily inherited

ارثی

hereditarily predisposed

مستعد از طریق وراثت

hereditarily present

حاضر از طریق وراثت

hereditarily based

بر اساس وراثت

جملات نمونه

some diseases are inherited hereditarily.

برخی از بیماری‌ها به صورت ارثی به ارث می‌رسند.

the trait was passed down hereditarily through generations.

ویژگی به صورت ارثی از طریق نسل‌ها منتقل شده است.

she is hereditarily predisposed to certain health issues.

او به طور ارثی مستعد برخی مشکلات سلامتی است.

hereditarily, he shares many characteristics with his father.

به صورت ارثی، او ویژگی‌های زیادی را با پدرش به اشتراک می‌گذارد.

they discovered that the condition was hereditarily linked.

آنها کشف کردند که این وضعیت به صورت ارثی مرتبط است.

some animals are hereditarily trained for specific tasks.

برخی از حیوانات به صورت ارثی برای انجام وظایف خاص آموزش داده می‌شوند.

hereditarily, the family has a history of artistic talent.

به صورت ارثی، خانواده سابقه استعداد هنری دارد.

he was hereditarily bound to take over the family business.

او به طور ارثی ملزم به تصدی کسب و کار خانوادگی بود.

many traits are passed down hereditarily from parents to children.

ویژگی‌های زیادی به صورت ارثی از والدین به فرزندان منتقل می‌شوند.

she has a hereditarily strong immune system.

او یک سیستم ایمنی قوی به ارث برده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید