hermeneutics

[ایالات متحده]/ˌhɜːməˈnjuːtɪks/
[بریتانیا]/ˌhɜrməˈnuːtɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه تفسیر، به ویژه متون و ادبیات

عبارات و ترکیب‌ها

critical hermeneutics

نقدیرمتفسیرانه

hermeneutics theory

نظریه تفسیری

hermeneutics approach

رویکرد تفسیری

hermeneutics framework

چارچوب تفسیری

hermeneutics analysis

تجزیه و تحلیل تفسیری

hermeneutics perspective

دیدگاه تفسیری

hermeneutics practice

عمل تفسیری

hermeneutics method

روش تفسیری

hermeneutics discourse

گفتمان تفسیری

hermeneutics tradition

سنّت تفسیری

جملات نمونه

hermeneutics is essential for understanding ancient texts.

هرمنوتیک برای درک متون باستانی ضروری است.

the study of hermeneutics can enhance literary analysis.

مطالعه هرمنوتیک می‌تواند تحلیل ادبی را ارتقا دهد.

many philosophers have contributed to the field of hermeneutics.

فلاسفه زیادی به حوزه هرمنوتیک کمک کرده‌اند.

hermeneutics involves interpreting the meaning of texts.

هرمنوتیک شامل تفسیر معنای متون است.

in hermeneutics, context plays a crucial role.

در هرمنوتیک، زمینه نقش مهمی ایفا می‌کند.

historically, hermeneutics has evolved over centuries.

در طول تاریخ، هرمنوتیک در طول قرن‌ها تکامل یافته است.

hermeneutics can be applied to various fields of study.

می‌توان هرمنوتیک را در زمینه‌های مختلف مطالعه به کار برد.

understanding hermeneutics is important for theologians.

درک هرمنوتیک برای الهی‌دانان مهم است.

hermeneutics helps in deciphering complex philosophical texts.

هرمنوتیک به رمزگشایی متون فلسفی پیچیده کمک می‌کند.

the principles of hermeneutics guide textual interpretation.

اصول هرمنوتیک راهنمای تفسیر متنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید