heroisms

[ایالات متحده]/'herəʊɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'hɛroɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شجاعت، ویژگی‌های قهرمانانه؛ اعمال شجاعانه؛ اقدامات قهرمانانه.

عبارات و ترکیب‌ها

act of heroism

عمل قهرمانی

جملات نمونه

revolutionary heroism in living epitome

قهرمان‌پردازی انقلابی در بالاترین حد ممکن

His heroism is beyond praise.

قهرمانی او فراتر از تعریف و تمجید است.

undauntable heroism; undauntable optimism.

قهرمان‌گرایی بی‌بدیل؛ خوش‌بینی بی‌بدیل.

an epic tale of courage and heroism

داستان حماسی شجاعت و قهرمانی.

Stories of his heroism resounded through the country.

داستان‌های قهرمانی او در سراسر کشور طنین‌انداز شد.

He pictured her heroism in glowing language.See Synonyms at represent

او قهرمانی او را با زبانی پرشور به تصویر کشید. به مترادف‌ها در represent مراجعه کنید

Through the idiographic anatomy to heroism and take out it's distillate in the paper will have active meaning to perfect the hobbledehoy's personality and cultivate their individuality.

از طریق آناتومی تصویری به قهرمان‌گرایی و استخراج عصاره آن در مقاله، معنای فعالی برای کمال شخصیت و پرورش فردیت آن‌ها خواهد داشت.

It was an act of heroism to go back into the burning building to save the wounded trapped within.

بازگشت به ساختمان در حال سوختن برای نجات مجروحان گرفتار در آن، یک عمل قهرمانانه بود.

Gollop cloud drive fog is also his unique skill.He also has to belong to own universe , also has character.It is aloof and refined , heroism multifariously!

مهارت منحصر به فرد او همچنین مهابار ابر، درایو و مه است. او همچنین باید به جهان خود تعلق داشته باشد، شخصیتی دارد. این منزوی و ظریف است، قهرمانی چند وجهی!

نمونه‌های واقعی

We honor the fireman, the policeman, and the average citizen by recognizing their heroism.

ما آتش‌نشان، پلیس و شهروند عادی را با قدردانی از قهرمانی آن‌ها مورد تجلیل قرار می‌دهیم.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

In an era of heightened heroism, the word hero has become more common.

در دوره‌ای با قهرمانی بیشتر، کلمه قهرمان رایج‌تر شده است.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

Censors more often pounce if the context is not related to China's military heroism.

بازرسان اغلب در صورتی حمله می‌کنند که متن با قهرمانی نظامی چین مرتبط نباشد.

منبع: The Economist (Summary)

Your bravery, your countless acts of heroism.

شجاعت شما، بی‌شماران اعمال قهرمانانه شما.

منبع: Lost Girl Season 2

In many ways, this is an act of heroism.

به بسیاری از جهات، این یک عمل قهرمانانه است.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

So acts of heroism there, as well as, obviously, selflessness.

بنابراین، اعمال قهرمانی آنجا نیز وجود دارد، و البته، بی‌خود بودن.

منبع: NPR News March 2019 Compilation

And for his heroism, Capes was awarded the British Empire medal.

و به پاس قهرمانی او، کپز مدال امپراتوری بریتانیا را دریافت کرد.

منبع: Realm of Legends

Endurance is a much better test of character than act of heroism.

استقامت آزمون بهتری برای شخصیت نسبت به عمل قهرمانی است.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

Barents's heroism helped make the Arctic explorer a mythically resilient figure.

قهرمانی بارنتز به تبدیل کاوشگر قطب شمال به چهره‌ای افسانه‌ای و مقاوم کمک کرد.

منبع: The Economist (Summary)

" It takes neither genius nor heroism to be a manager, " wrote Zaleznik.

"مدیریت کردن نیازی به نبوغ یا قهرمانی ندارد،" زالزنیگ نوشت.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید