heteromorphs

[ایالات متحده]/[ˈhetərˌmɔːrfz]/
[بریتانیا]/[ˈhetərˌmɔːrfz]/

ترجمه

n. حیوانات با اشکال یا ساختارهای متفاوت؛ فرد یا سازمان‌هایی که اشکال یا ساختارهای متفاوتی را نشان می‌دهند؛ گروهی از حیوانات یا سازمان‌هایی که اشکال یا ساختارهای متفاوتی را نشان می‌دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

studying heteromorphs

بررسی هترومورف‌ها

identifying heteromorphs

شناسایی هترومورف‌ها

comparing heteromorphs

مقایسه هترومورف‌ها

analyzing heteromorphs

تحلیل هترومورف‌ها

finding heteromorphs

یافتن هترومورف‌ها

heteromorphs exist

هترومورف‌ها وجود دارند

heteromorphs vary

هترومورف‌ها متفاوت هستند

heteromorphs differ

هترومورف‌ها متفاوت‌اند

heteromorphs display

هترومورف‌ها نمایش می‌دهند

heteromorphs evolve

هترومورف‌ها تکامل می‌یابند

جملات نمونه

biologists study heteromorphs to understand evolutionary divergence.

دانشمندان برای درک واگرایی تکاملی، هترومورف‌ها را مطالعه می‌کنند.

the dataset included numerous heteromorphs exhibiting convergent evolution.

مجموعه داده‌ها شامل تعداد زیادی از هترومورف‌ها بود که نشان‌دهنده تکامل همگرا بود.

identifying heteromorphs can reveal patterns in morphological variation.

شناسایی هترومورف‌ها الگوهایی در تغییرات مورفولوژیکی را آشکار می‌کند.

researchers compared heteromorphs across different geographic regions.

پژوهشگران هترومورف‌ها را در مناطق جغرافیایی مختلف با هم مقایسه کردند.

the fossil record provides evidence of ancient heteromorphs.

رکورد فسیل‌ها شواهدی از هترومورف‌های باستانی را ارائه می‌دهد.

genetic analysis helps classify heteromorphs with similar ancestry.

تحلیل ژنتیکی کمک می‌کند تا هترومورف‌هایی با نسبت خانوادگی مشابه را طبقه‌بندی کنیم.

many heteromorphs demonstrate striking differences in body plan.

بسیاری از هترومورف‌ها تفاوت‌های چشمگیری در طرح بدنی دارند.

the study focused on heteromorphs within the insect family.

این مطالعه روی هترومورف‌های موجود در خانواده حشرات متمرکز بود.

evolutionary pressures often lead to the development of heteromorphs.

فشارهای تکاملی اغلب منجر به توسعه هترومورف‌ها می‌شوند.

phylogenetic trees often highlight the presence of heteromorphs.

درختان فیلوژنیک اغلب وجود هترومورف‌ها را تأکید می‌کنند.

the team investigated the ecological roles of various heteromorphs.

تیم به بررسی نقش‌های اکولوژیکی مختلف هترومورف‌ها پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید