jinxes

[ایالات متحده]/dʒɪŋksɪz/
[بریتانیا]/dʒɪŋksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بدشانسی، یک طلسم شیطانی

عبارات و ترکیب‌ها

break jinxes

شکستن طلسم‌ها

avoid jinxes

اجتناب از طلسم‌ها

superstitious jinxes

طلسم‌های خرافه پسندانه

lucky jinxes

طلسم‌های خوش شانس

jinxes occur

طلسم‌ها رخ می‌دهند

jinxes follow

طلسم‌ها دنبال می‌کنند

jinxes abound

طلسم‌ها فراوان هستند

jinxes linger

طلسم‌ها طولانی می‌شوند

jinxes strike

طلسم‌ها ضربه می‌زنند

jinxes haunt

طلسم‌ها آزار می‌دهند

جملات نمونه

she believes that jinxes can affect her luck.

او معتقد است که طلسم ها می توانند بر شانس او تأثیر بگذارند.

he thinks that breaking a mirror brings jinxes.

او فکر می کند شکستن آینه باعث طلسم می شود.

some people avoid walking under ladders to escape jinxes.

برخی از مردم از راه رفتن زیر نردبانان برای فرار از طلسم ها خودداری می کنند.

she always carries a lucky charm to ward off jinxes.

او همیشه یک طلسم خوش شانس برای دور کردن طلسم ها به همراه دارد.

many cultures have rituals to counteract jinxes.

فرهنگ های زیادی برای مقابله با طلسم ها آیین هایی دارند.

he joked that his bad luck was due to jinxes.

او شوخی کرد که بدشانسی او به دلیل طلسم ها بود.

she doesn't believe in jinxes, but her friends do.

او به طلسم ها اعتقاد ندارد، اما دوستانش دارند.

they say that stepping on a crack brings jinxes.

می گویند که راه رفتن روی ترک باعث طلسم می شود.

he always avoids saying "good luck" to prevent jinxes.

او همیشه از گفتن "خوش به دراد" برای جلوگیری از طلسم ها خودداری می کند.

some athletes believe that jinxes can affect their performance.

برخی از ورزشکاران معتقدند که طلسم ها می توانند بر عملکرد آنها تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید