hibernate

[ایالات متحده]/ˈhaɪbəneɪt/
[بریتانیا]/ˈhaɪbərneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. خواب زمستانی.

جملات نمونه

Bears wake for spring, summer, and fall and hibernate for the winter.

خرس‌ها در بهار، تابستان و پاییز از خواب بیدار می‌شوند و در زمستان به حالت خواب زمستانی می‌روند.

The turtle hibernates in a shallow burrow for six months of the year.

لاک‌پشت در طول شش ماه از سال در یک لانه‌ی کم‌عمق به حالت خواب زمستانی می‌رود.

Bears hibernate during the winter months.

خرس‌ها در طول ماه‌های زمستان به حالت خواب زمستانی می‌روند.

Some animals hibernate to survive harsh weather conditions.

برخی از حیوانات برای زنده ماندن در برابر شرایط آب و هوایی سخت، به حالت خواب زمستانی می‌روند.

Certain reptiles hibernate in burrows to conserve energy.

برخی از خزندگان برای صرفه‌جویی در انرژی، در لانه‌ها به حالت خواب زمستانی می‌روند.

Hibernating animals may wake up periodically to drink water.

حیوانات در حال خواب زمستانی ممکن است به طور دوره‌ای برای نوشیدن آب از خواب بیدار شوند.

Some frogs hibernate underwater to survive the cold winter.

برخی از قورباغه‌ها برای زنده ماندن در برابر زمستان سرد، در زیر آب به حالت خواب زمستانی می‌روند.

Bats hibernate in caves or abandoned mines.

خفاش‌ها در غارها یا معادن متروکه به حالت خواب زمستانی می‌روند.

Hibernating bears do not eat, drink, urinate, or defecate.

خرس‌هایی که در حال خواب زمستانی هستند، غذا نمی‌خورند، نمی‌نوشند، ادرار نمی‌کنند یا مدفوع نمی‌کنند.

Some insects hibernate as eggs or larvae to survive the winter.

برخی از حشرات به عنوان تخم یا لارو به حالت خواب زمستانی می‌روند تا از زمستان جان سالم به در ببرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید