hieratics

[ایالات متحده]/haɪəˈrætɪks/
[بریتانیا]/haɪəˈrætɪks/

ترجمه

adj. مربوط به کشیشان یا آداب مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

hieratics script

اسکریپت هیروآتیک

hieratics symbols

نمادهای هیروآتیک

hieratics text

متن هیروآتیک

hieratics writing

نوشتن هیروآتیک

hieratics language

زبان هیروآتیک

hieratics form

فرم هیروآتیک

hieratics style

سبک هیروآتیک

hieratics example

مثال هیروآتیک

hieratics characters

شخصیت‌های هیروآتیک

hieratics origins

ریشه‌های هیروآتیک

جملات نمونه

hieratics were used in ancient egyptian writing.

نوشتار هیروگلیفیک در نوشتار مصری باستان استفاده شد.

studying hieratics can reveal much about ancient cultures.

مطالعه هیروگلیفیک می‌تواند اطلاعات زیادی در مورد فرهنگ‌های باستانی آشکار کند.

hieratics are often found on papyrus scrolls.

هیروگلیفیک اغلب روی طومارهای پاپیروس یافت می‌شود.

many scholars specialize in hieratics to understand history.

بسیاری از محققان در زمینه هیروگلیفیک تخصص دارند تا تاریخ را درک کنند.

the transition from hieroglyphs to hieratics was significant.

گذار از هیروگلیف به هیروگلیفیک قابل توجه بود.

hieratics were simpler and quicker to write than hieroglyphs.

نوشتن هیروگلیفیک از هیروگلیف ساده‌تر و سریع‌تر بود.

understanding hieratics requires knowledge of ancient languages.

درک هیروگلیفیک نیاز به دانش زبان‌های باستانی دارد.

many inscriptions were written in hieratics for practical use.

بسیاری از کتیبه‌ها به دلیل استفاده عملی به زبان هیروگلیفیک نوشته شدند.

the study of hieratics can enhance our understanding of egyptian society.

مطالعه هیروگلیفیک می‌تواند درک ما را از جامعه مصری افزایش دهد.

hieratics served as a cursive form of hieroglyphs.

هیروگلیفیک به عنوان یک شکل نوشتاری از هیروگلیف عمل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید