higgling prices
قیمتهای چانه زنی
higgling merchants
بازرگانان چانه زنی
higgling market
بازار چانه زنی
higgling buyers
خریداران چانه زنی
higgling sellers
فروشندگان چانه زنی
higgling deal
معامله چانه زنی
higgling goods
کالاهای چانه زنی
higgling offers
پیشنهادهای چانه زنی
higgling competition
رقابت چانه زنی
higgling tactics
تاکتیکهای چانه زنی
they were higgling over the price of the antique vase.
آنها در مورد قیمت گلدان عتیقه چانه زنی می کردند.
the children were higgling for the last piece of candy.
کودکان برای آخرین تکه آبنبات چانه زنی می کردند.
during the market, vendors were higgling to attract customers.
در طول بازار، فروشندگان برای جذب مشتری چانه زنی می کردند.
she loves higgling with her friends about who gets to choose the movie.
او دوست دارد با دوستانش در مورد اینکه چه کسی حق انتخاب فیلم را دارد چانه زنی کند.
they spent hours higgling over the details of the contract.
آنها ساعت ها در مورد جزئیات قرارداد چانه زنی کردند.
the siblings were higgling about who would do the chores.
خواهر و برادرها در مورد اینکه چه کسی باید کارها را انجام دهد چانه زنی می کردند.
at the flea market, buyers were higgling for the best deals.
در بازار دست دوم، خریداران برای بهترین معاملات چانه زنی می کردند.
it's common to see tourists higgling with street vendors.
معمولاً می بینید که گردشگران با فروشندگان دوره ای چانه زنی می کنند.
he enjoys higgling over the cost of repairs with the mechanic.
او از چانه زنی با مکانیک در مورد هزینه تعمیرات لذت می برد.
the friends were higgling playfully about their favorite band.
دوستان به طور بازیگانه در مورد گروه موسیقی مورد علاقه خود چانه زنی می کردند.
higgling prices
قیمتهای چانه زنی
higgling merchants
بازرگانان چانه زنی
higgling market
بازار چانه زنی
higgling buyers
خریداران چانه زنی
higgling sellers
فروشندگان چانه زنی
higgling deal
معامله چانه زنی
higgling goods
کالاهای چانه زنی
higgling offers
پیشنهادهای چانه زنی
higgling competition
رقابت چانه زنی
higgling tactics
تاکتیکهای چانه زنی
they were higgling over the price of the antique vase.
آنها در مورد قیمت گلدان عتیقه چانه زنی می کردند.
the children were higgling for the last piece of candy.
کودکان برای آخرین تکه آبنبات چانه زنی می کردند.
during the market, vendors were higgling to attract customers.
در طول بازار، فروشندگان برای جذب مشتری چانه زنی می کردند.
she loves higgling with her friends about who gets to choose the movie.
او دوست دارد با دوستانش در مورد اینکه چه کسی حق انتخاب فیلم را دارد چانه زنی کند.
they spent hours higgling over the details of the contract.
آنها ساعت ها در مورد جزئیات قرارداد چانه زنی کردند.
the siblings were higgling about who would do the chores.
خواهر و برادرها در مورد اینکه چه کسی باید کارها را انجام دهد چانه زنی می کردند.
at the flea market, buyers were higgling for the best deals.
در بازار دست دوم، خریداران برای بهترین معاملات چانه زنی می کردند.
it's common to see tourists higgling with street vendors.
معمولاً می بینید که گردشگران با فروشندگان دوره ای چانه زنی می کنند.
he enjoys higgling over the cost of repairs with the mechanic.
او از چانه زنی با مکانیک در مورد هزینه تعمیرات لذت می برد.
the friends were higgling playfully about their favorite band.
دوستان به طور بازیگانه در مورد گروه موسیقی مورد علاقه خود چانه زنی می کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید