higgling

[ایالات متحده]/'hɪg.lɪŋ/
[بریتانیا]/'hɪg.lɪŋ/

ترجمه

v. چانه‌زنی یا مذاکره؛ توافق یا سازش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

higgling prices

قیمت‌های چانه زنی

higgling merchants

بازرگانان چانه زنی

higgling market

بازار چانه زنی

higgling buyers

خریداران چانه زنی

higgling sellers

فروشندگان چانه زنی

higgling deal

معامله چانه زنی

higgling goods

کالا‌های چانه زنی

higgling offers

پیشنهاد‌های چانه زنی

higgling competition

رقابت چانه زنی

higgling tactics

تاکتیک‌های چانه زنی

جملات نمونه

they were higgling over the price of the antique vase.

آنها در مورد قیمت گلدان عتیقه چانه زنی می کردند.

the children were higgling for the last piece of candy.

کودکان برای آخرین تکه آبنبات چانه زنی می کردند.

during the market, vendors were higgling to attract customers.

در طول بازار، فروشندگان برای جذب مشتری چانه زنی می کردند.

she loves higgling with her friends about who gets to choose the movie.

او دوست دارد با دوستانش در مورد اینکه چه کسی حق انتخاب فیلم را دارد چانه زنی کند.

they spent hours higgling over the details of the contract.

آنها ساعت ها در مورد جزئیات قرارداد چانه زنی کردند.

the siblings were higgling about who would do the chores.

خواهر و برادرها در مورد اینکه چه کسی باید کارها را انجام دهد چانه زنی می کردند.

at the flea market, buyers were higgling for the best deals.

در بازار دست دوم، خریداران برای بهترین معاملات چانه زنی می کردند.

it's common to see tourists higgling with street vendors.

معمولاً می بینید که گردشگران با فروشندگان دوره ای چانه زنی می کنند.

he enjoys higgling over the cost of repairs with the mechanic.

او از چانه زنی با مکانیک در مورد هزینه تعمیرات لذت می برد.

the friends were higgling playfully about their favorite band.

دوستان به طور بازیگانه در مورد گروه موسیقی مورد علاقه خود چانه زنی می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید