| جمع | highlevels |
the meeting focused on highlevel strategic planning for the next quarter.
جلسه روی برنامهریزی استراتژیک در سطح بالا برای فصل آینده متمرکز بود.
we need a highlevel overview of the project before diving into details.
قبل از غوطهور شدن در جزئیات، نیاز به یک نگاه کلی در سطح بالا از پروژه داریم.
the ceo gave a highlevel presentation about the company's vision.
سرتیم ارائهای در سطح بالا دربارهی دیدگاه شرکت ارائه داد.
this is just a highlevel summary; i'll send the full report later.
این فقط یک خلاصهای در سطح بالا است؛ من بعداً گزارش کامل را ارسال خواهم کرد.
they had a highlevel discussion about the merger.
آنها دربارهی ادغام یک بحث در سطح بالا داشتند.
the document provides a highlevel analysis of market trends.
این مدرک یک تحلیل در سطح بالا از روندهای بازار ارائه میدهد.
i prefer to start with a highlevel perspective before getting technical.
من ترجیح میدهم قبل از ورود به جزئیات با یک نگاه کلی شروع کنم.
the committee held a highlevel review of the budget proposal.
کمیته یک بازبینی در سطح بالا از پیشنهاد بودجه را انجام داد.
she provided a highlevel outline of the new policy.
او یک خلاصهای در سطح بالا از سیاست جدید ارائه کرد.
let's keep this conversation highlevel for now.
برای حالا این گفتوگو را در سطح بالا نگه دارید.
the consultant offered highlevel recommendations for improving efficiency.
مجری پیشنهاداتی در سطح بالا برای بهبود کارایی ارائه داد.
the meeting focused on highlevel strategic planning for the next quarter.
جلسه روی برنامهریزی استراتژیک در سطح بالا برای فصل آینده متمرکز بود.
we need a highlevel overview of the project before diving into details.
قبل از غوطهور شدن در جزئیات، نیاز به یک نگاه کلی در سطح بالا از پروژه داریم.
the ceo gave a highlevel presentation about the company's vision.
سرتیم ارائهای در سطح بالا دربارهی دیدگاه شرکت ارائه داد.
this is just a highlevel summary; i'll send the full report later.
این فقط یک خلاصهای در سطح بالا است؛ من بعداً گزارش کامل را ارسال خواهم کرد.
they had a highlevel discussion about the merger.
آنها دربارهی ادغام یک بحث در سطح بالا داشتند.
the document provides a highlevel analysis of market trends.
این مدرک یک تحلیل در سطح بالا از روندهای بازار ارائه میدهد.
i prefer to start with a highlevel perspective before getting technical.
من ترجیح میدهم قبل از ورود به جزئیات با یک نگاه کلی شروع کنم.
the committee held a highlevel review of the budget proposal.
کمیته یک بازبینی در سطح بالا از پیشنهاد بودجه را انجام داد.
she provided a highlevel outline of the new policy.
او یک خلاصهای در سطح بالا از سیاست جدید ارائه کرد.
let's keep this conversation highlevel for now.
برای حالا این گفتوگو را در سطح بالا نگه دارید.
the consultant offered highlevel recommendations for improving efficiency.
مجری پیشنهاداتی در سطح بالا برای بهبود کارایی ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید