hijacker

[ایالات متحده]/ˈhaɪdʒækə(r)/
[بریتانیا]/ˈhaɪdʒækər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دزد; رباینده.
Word Forms
جمعhijackers

عبارات و ترکیب‌ها

airplane hijacker

خلبان ربوده شده

armed hijacker

رباعنده مسلح

car hijacker

رباعنده خودرو

جملات نمونه

We advised the hijackers to surrender themselves to the police.

ما به آدم‌ربایان توصیه کردیم که خود را به پلیس تسلیم کنند.

The price exacted by the hijackers for redeeming the hostages was extortionate.

قیمتی که آدم‌ربایان برای آزادی گروگان‌ها گرفتند، بسیار گزاف بود.

The hijackers were armed with hand grenades.

خارجیان با نارنجک‌های دستی مسلح بودند.

One of the hostages was foolhardy enough to try to wrest the gun from the hijacker's hand.

یکی از گروگان‌ها به طرز احمقانه ای تلاش کرد تا سلاح را از دست قاچاقچی بگیرد.

Interpol have searched all the corners of the earth for the elusive hijackers.

اینترپل تمام گوشه‌های زمین را برای یافتن آدم‌ربایان فراری جستجو کرده است.

A rescue mission was launched amid lurid stories of armed hijackers, alleged boardings, ransom notes and claims that the Russian mafia were forcing the crew to smuggle drugs or guns.

یک مأموریت نجات در میان داستان های وحشتناک در مورد آدم‌ربایان مسلح، ادعای سوار شدن، یادداشت های باج و ادعایی مبنی بر اینکه مافیای روسی خدمه را مجبور به قاچاق مواد مخدر یا اسلحه می کردند، آغاز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید