hillbilly

[ایالات متحده]/ˈhɪlˌbɪli/
[بریتانیا]/ˈhɪlˌbɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی از منطقه روستایی، به ویژه از جنوب ایالات متحده؛ شخصی غیرمتحرک یا اجتماعی ناچیز

عبارات و ترکیب‌ها

hillbilly humor

طنز کوه‌نشین‌ها

hillbilly music

موسیقی کوه‌نشین‌ها

hillbilly lifestyle

سبک زندگی کوه‌نشین‌ها

hillbilly culture

فرهنگ کوه‌نشین‌ها

hillbilly pride

افتخار کوه‌نشین‌ها

hillbilly accent

لهجه کوه‌نشین‌ها

hillbilly roots

ریشه‌های کوه‌نشین‌ها

hillbilly jokes

جک‌های کوه‌نشین‌ها

hillbilly stereotypes

کلیشه‌های کوه‌نشین‌ها

جملات نمونه

he was proud to be a hillbilly.

او به خاطر اینکه اهل کوهستان بود، افتخار می‌کرد.

they live in a small hillbilly town.

آنها در یک شهر کوچک اهل کوهستان زندگی می‌کنند.

she wore a hillbilly hat to the festival.

او یک کلاه اهل کوهستان به جشنواره پوشید.

the hillbilly culture is rich in traditions.

فرهنگ اهل کوهستان غنی از سنت‌هاست.

he played the banjo like a true hillbilly.

او مانند یک اهل کوهستان واقعی بنجو می‌نواخت.

they often joke about being hillbillies.

آنها اغلب در مورد اینکه اهل کوهستان هستند شوخی می‌کنند.

hillbilly music has a unique sound.

موسیقی اهل کوهستان یک صدای منحصر به فرد دارد.

she loves hillbilly cooking recipes.

او عاشق دستور العمل‌های پخت و پز اهل کوهستان است.

his accent gave away his hillbilly roots.

لهجه‌اش ریشه‌های اهل کوهستان او را نشان داد.

the hillbilly lifestyle is simple and fulfilling.

سبک زندگی اهل کوهستان ساده و رضایت‌بخش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید