hiller

[ایالات متحده]/ˈhɪlə/
[بریتانیا]/ˈhɪlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری کشاورزی که برای تپه‌سازی خاک استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

hiller's dream

رویای هیلر

hiller's peak

قله هیلر

hiller's choice

انتخاب هیلر

hiller's vision

چشم انداز هیلر

hiller's journey

سفر هیلر

hiller's legacy

میراث هیلر

hiller's path

مسیر هیلر

hiller's adventure

ماجراجویی هیلر

hiller's quest

جستجوی هیلر

hiller's challenge

چالش هیلر

جملات نمونه

the hiller was used to create a smooth surface for the road.

دستگاه هیلر برای ایجاد یک سطح صاف برای جاده استفاده شد.

he worked as a hiller on the construction site.

او به عنوان اپراتور هیلر در محل ساخت و ساز کار می کرد.

the farmer used a hiller to prepare the soil for planting.

کشاورز از هیلر برای آماده سازی خاک برای کاشت استفاده کرد.

using a hiller can improve crop yields significantly.

استفاده از هیلر می تواند به طور قابل توجهی عملکرد محصول را بهبود بخشد.

she learned how to operate a hiller during her internship.

او در طول دوره کارآموزی خود یاد گرفت که چگونه یک هیلر را کار کند.

the hiller is an essential tool for efficient farming.

هیلر یک ابزار ضروری برای کشاورزی کارآمد است.

after using the hiller, the garden looked well-organized.

پس از استفاده از هیلر، باغ به خوبی سازماندهی شده به نظر می رسید.

they decided to rent a hiller for the spring planting season.

آنها تصمیم گرفتند یک هیلر برای فصل کاشت بهار اجاره کنند.

the hiller helped to create rows for the new crops.

هیلر به ایجاد ردیف برای محصولات جدید کمک کرد.

he adjusted the settings on the hiller for better performance.

او تنظیمات هیلر را برای عملکرد بهتر تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید