hillock

[ایالات متحده]/'hɪlək/
[بریتانیا]/'hɪlək/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارتفاع طبیعی کوچک از سطح زمین

جملات نمونه

The children ran up and down the hillock all afternoon.

کودکان تمام بعد از ظهر در بالا و پایین تپه بازی کردند.

The shepherd grazed his sheep on the hillock.

چوپان گوسفندان خود را در تپه چرا کرد.

A lone tree stood on the top of the hillock.

یک درخت تنک در بالای تپه ایستاده بود.

The hillock was covered with wildflowers in the spring.

تپه در بهار با گل‌های وحشی پوشیده شده بود.

The hikers enjoyed a picnic on the hillock with a panoramic view.

گردشگران از پیک نیک در تپه با منظره پانوراما لذت بردند.

The hillock provided a perfect spot for stargazing at night.

تپه مکانی مناسب برای رصد ستارگان در شب فراهم کرد.

The villagers gathered on the hillock for a community meeting.

روستاییان برای یک جلسه محلی در تپه جمع شدند.

The artist painted a beautiful landscape featuring a hillock.

هنرمند یک منظره زیبا با الهام از تپه کشید.

The castle was built on a hillock for strategic defense.

قلعه برای دفاع استراتژیک در تپه ساخته شد.

The sun set behind the hillock, casting long shadows across the valley.

خورشید پشت تپه غروب کرد و سایه‌های بلندی را در دره انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید