flatland

[ایالات متحده]/ˈflæt.lænd/
[بریتانیا]/ˈflæt.lænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منطقه وسیع از زمین مسطح

عبارات و ترکیب‌ها

wide flatland

دشت پهن

vast flatland

دشت وسیع

flatland region

منطقه دشت

flatland terrain

مناظر دشت

flatland landscape

مناظر طبیعی دشت

open flatland

دشت باز

rolling flatland

دشت با موج‌های ملایم

flatland farming

کشاورزی در دشت

flatland ecosystem

زیستگاه دشت

urban flatland

دشت شهری

جملات نمونه

the flatland stretched endlessly under the bright sun.

دشت وسیع به طور نامحدودی زیر خورشید درخشان گسترده بود.

farmers often prefer to cultivate crops in flatland.

کشاورزان اغلب ترجیح می دهند محصولات را در دشت کشت کنند.

the flatland is home to various wildlife species.

دشت زیستگاه گونه های مختلف حیات وحش است.

driving through the flatland can be quite relaxing.

رانندگی در دشت می تواند بسیار آرامش بخش باشد.

flatland regions are often susceptible to flooding.

مناطق دشت اغلب در معرض خطر سیل هستند.

we enjoyed a picnic on the flatland by the river.

ما از یک پیک نیک در دشت کنار رودخانه لذت بردیم.

flatland is ideal for building large structures.

دشت برای ساخت سازه های بزرگ ایده آل است.

the flatland offers stunning views of the horizon.

دشت مناظر خیره کننده ای از افق ارائه می دهد.

many species of grass thrive in the flatland environment.

بسیاری از گونه های چمن در محیط دشت رشد می کنند.

explorers often traveled across flatland to reach new territories.

کاوشگران اغلب از دشت عبور می کردند تا به سرزمین های جدید برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید