wide flatland
دشت پهن
vast flatland
دشت وسیع
flatland region
منطقه دشت
flatland terrain
مناظر دشت
flatland landscape
مناظر طبیعی دشت
open flatland
دشت باز
rolling flatland
دشت با موجهای ملایم
flatland farming
کشاورزی در دشت
flatland ecosystem
زیستگاه دشت
urban flatland
دشت شهری
the flatland stretched endlessly under the bright sun.
دشت وسیع به طور نامحدودی زیر خورشید درخشان گسترده بود.
farmers often prefer to cultivate crops in flatland.
کشاورزان اغلب ترجیح می دهند محصولات را در دشت کشت کنند.
the flatland is home to various wildlife species.
دشت زیستگاه گونه های مختلف حیات وحش است.
driving through the flatland can be quite relaxing.
رانندگی در دشت می تواند بسیار آرامش بخش باشد.
flatland regions are often susceptible to flooding.
مناطق دشت اغلب در معرض خطر سیل هستند.
we enjoyed a picnic on the flatland by the river.
ما از یک پیک نیک در دشت کنار رودخانه لذت بردیم.
flatland is ideal for building large structures.
دشت برای ساخت سازه های بزرگ ایده آل است.
the flatland offers stunning views of the horizon.
دشت مناظر خیره کننده ای از افق ارائه می دهد.
many species of grass thrive in the flatland environment.
بسیاری از گونه های چمن در محیط دشت رشد می کنند.
explorers often traveled across flatland to reach new territories.
کاوشگران اغلب از دشت عبور می کردند تا به سرزمین های جدید برسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید