Her histrionic behavior always attracts attention.
رفتار نمایشی او همیشه توجه را به خود جلب میکند.
The actor's histrionic performance brought the character to life.
اجای نمایشی بازیگر، شخصیت را زنده کرد.
She has a tendency to be histrionic when she's upset.
وقتی ناراحت است، تمایل دارد نمایشی رفتار کند.
The play was criticized for its histrionic dialogue.
نمایش به خاطر دیالوگهای نمایشیاش مورد انتقاد قرار گرفت.
His histrionic gestures added to the intensity of the scene.
حرکات نمایشی او به شدت صحنه اضافه کرد.
The singer's histrionic performance captivated the audience.
اجای نمایشی خواننده مخاطبان را مجذوب خود کرد.
The film was filled with histrionic moments.
فیلم پر از لحظات نمایشی بود.
She tends to be histrionic when telling stories.
وقتی داستان تعریف میکند، تمایل دارد نمایشی رفتار کند.
The politician's histrionic speeches were met with skepticism.
خطابات نمایشی سیاستمدار با شک و تردید مواجه شد.
The actress's histrionic portrayal of the character was polarizing.
تصویری نمایشی شخصیت توسط بازیگر زن قطببندیکننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید