hived

[ایالات متحده]/haɪvd/
[بریتانیا]/haɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زنبورها را در کندو قرار دادن؛ وارد کندو شدن؛ بخشی را جدا کرده و قسمتی از یک شرکت را فروختن

عبارات و ترکیب‌ها

hived off

جداده شد

hived away

دور شد

hived up

بالا رفت

hived out

بیرون رفت

hived together

در کنار هم قرار گرفت

hived in

وارد شد

hived from

از جدا شدن

hived into

وارد شدن

hived against

در برابر

hived apart

از هم جدا شدن

جملات نمونه

bees hived together to create a strong colony.

زبانه ها دور هم جمع شدند تا یک کلنی قوی ایجاد کنند.

the honey was hived and stored for the winter.

عسل ذخیره و برای زمستان نگهداری شد.

after the storm, the bees quickly hived back in their shelter.

بعد از طوفان، زنبورها به سرعت به پناهگاه خود بازگشتند.

the beekeeper hived the new swarms carefully.

زنبوردار به دقت کندوهای جدید را جابجا کرد.

we watched as the bees hived around the flowers.

ما تماشا کردیم که زنبورها دور گل ها کندو می کنند.

the children learned how bees hived and made honey.

کودکان یاد گرفتند که زنبورها چگونه کندو می کنند و عسل تولید می کنند.

she hived the bees into a new box for better management.

او زنبورها را برای مدیریت بهتر به یک جعبه جدید منتقل کرد.

during the summer, the bees hived more actively.

در طول تابستان، زنبورها فعالانه تر کندو می کردند.

he hived the honeycomb carefully to avoid damage.

او کندو را با دقت جابجا کرد تا از آسیب جلوگیری شود.

the flowers attracted bees, which then hived nearby.

گل ها زنبورها را به خود جذب کرد، که سپس در نزدیکی کندو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید