hl

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

hill - یک منطقه طبیعی بالاتر از سطح زمین، نه به اندازه کوه بلند یا ناهموار

House of Lords - یکی از دو مجلس پارلمان بریتانیا، که شامل اعضایی است که انتخاب نمی‌شوند

جملات نمونه

The HL team is working on a new project.

تیم HL روی یک پروژه جدید کار می‌کند.

His HL skills are essential for this job.

مهارت‌های HL او برای این شغل ضروری است.

The company is looking for candidates with HL experience.

شرکت به دنبال نامزدانی با تجربه HL است.

HL training will be provided for new employees.

آموزش HL برای کارمندان جدید ارائه خواهد شد.

She received an HL award for her outstanding performance.

او برای عملکرد برجسته‌اش جایزه HL دریافت کرد.

HL communication is key in a team setting.

ارتباط HL در یک محیط تیمی بسیار مهم است.

The HL department is responsible for data analysis.

بخش HL مسئول تجزیه و تحلیل داده‌ها است.

He demonstrated his HL knowledge during the presentation.

او دانش HL خود را در طول ارائه نشان داد.

HL management is crucial for project success.

مدیریت HL برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

نمونه‌های واقعی

If you account for depreciation, public investment in western infrastructure is negative, notes Klaus-Heiner R? hl of the Cologne Institute for Economic Research.

در نظر گرفتن استهلاک، سرمایه‌گذاری عمومی در زیرساخت‌های غربی منفی است، به گفته کلاوس-هاینر رهل از موسسه تحقیقات اقتصادی کلن.

منبع: The Economist - International

The wasteful “watering-can” approach that sprinkles whole states with cash ought to be ditched along with the compass- point principle, says Mr R? hl.

رویکرد "چشم‌انداز آبیاری" که به طور کامل ایالت‌ها را با پول می‌پاشد، باید همراه با اصل قطب‌نما کنار گذاشته شود، به گفته آقای رهل.

منبع: The Economist - International

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید