hotline

[ایالات متحده]/ˈhɔtˌlaɪn/
[بریتانیا]/'hɑtlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خط تلفن اختصاصی برای ارائه خدمات اضطراری یا مشاوره.

عبارات و ترکیب‌ها

emergency hotline

خط تلفن اضطراری

hour hotline

خط تلفن ساعتی

suicide prevention hotline

خط تلفن پیشگیری از خودکشی

domestic violence hotline

خط تلفن خشونت خانگی

sales hotline

خط تلفن فروش

جملات نمونه

call the hotline for assistance

برای دریافت کمک با خط تلفن تماس بگیرید

report any suspicious activity to the hotline

هرگونه فعالیت مشکوک را به خط تلفن گزارش دهید

the hotline is available 24/7

خط تلفن 24 ساعته در دسترس است

dial the emergency hotline in case of fire

در صورت آتش‌سوزی با خط تلفن اضطراری تماس بگیرید

the hotline operator was very helpful

اپراتور خط تلفن بسیار مفید بود

the hotline received numerous calls during the storm

در طول طوفان، خط تلفن تماس‌های متعددی دریافت کرد

the mental health hotline offers counseling services

خط تلفن سلامت روان خدمات مشاوره ارائه می‌دهد

the hotline provides support for domestic violence victims

خط تلفن از قربانیان خشونت خانگی حمایت می‌کند

the suicide prevention hotline aims to offer help and hope

هدف خط تلفن پیشگیری از خودکشی ارائه کمک و امید است

the hotline is confidential and anonymous

خط تلفن محرمانه و ناشناس است

نمونه‌های واقعی

Our organization runs a 24 hour reporting hotline for marine mammal strandings.

سازمان ما یک خط تلفن گزارش‌دهی ۲۴ ساعته برای گزارش مرگ و میر پستانداران دریایی اداره می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

Arizona child protect services maintains a telephone hotline for child abuse complaints.

خدمات حمایت از کودکان آریزونا یک خط تلفن برای دریافت شکایات مربوط به سوء استفاده از کودکان حفظ می‌کند.

منبع: NPR News December 2013 Compilation

Hotline communications are expected to resume on Sunday.

انتظار می‌رود ارتباطات خط تلفن در روز یکشنبه از سر گرفته شود.

منبع: CCTV Observations

Regnault and a group of farmers launched a telephone hotline for questions and concerns.

رنول و گروهی از کشاورزان یک خط تلفن برای پاسخ به سؤالات و نگرانی‌ها راه‌اندازی کردند.

منبع: VOA Special March 2020 Collection

Last week, North Korea abandoned the office and cut all hotlines with the south.

هفته گذشته، کره شمالی دفتر را رها کرد و تمام خطوط تلفن با جنوب را قطع کرد.

منبع: BBC Listening Compilation June 2020

Its foreign minister wants to reopen a direct hotline with Pyongyang to avoid military mishaps.

وزیر امور خارجه آن کشور می‌خواهد یک خط تلفن مستقیم با پیونگ‌یانگ برای جلوگیری از حوادث نظامی باز کند.

منبع: NPR News December 2017 Compilation

When we called the police hotline, they told me they could not interfere, she recalled.

وقتی با خط تلفن پلیس تماس گرفتیم، به من گفتند که نمی‌توانند دخالت کنند، او به یاد آورد.

منبع: VOA Standard March 2013 Collection

Police have set up a hotline. The government's asking states to ensure Kashmiris' safety.

پلیس یک خط تلفن ایجاد کرده است. دولت از ایالت‌ها می‌خواهد امنیت کشمیری‌ها را تضمین کنند.

منبع: NPR News February 2019 Compilation

Yeah. There are actually five hotlines between these two Koreas.

بله. در واقع پنج خط تلفن بین این دو کره وجود دارد.

منبع: NPR News July 2021 Compilation

Twitter has removed a feature that promoted suicide-prevention hotlines to users that look up certain content.

توییتر قابلیتی را حذف کرده است که خطوط تلفن پیشگیری از خودکشی را به کاربرانی که محتوای خاصی را جستجو می‌کنند، تبلیغ می‌کرد.

منبع: BBC Listening Compilation December 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید