croaky

[ایالات متحده]/ˈkrəʊki/
[بریتانیا]/ˈkroʊki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صدای کم و خشن داشتن؛ صدای قورقور کردن ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

croaky voice

صدای خشن

croaky laugh

خنده خشن

croaky throat

گلو خشن

croaky song

آهنگ خشن

croaky sound

صدای خشن

croaky whisper

نجوا خشن

croaky greeting

سلام خشن

croaky complaint

شکایت خشن

croaky announcement

اعلامیه خشن

croaky performance

اجای خشن

جملات نمونه

the singer's voice was croaky after the concert.

صدای خواننده بعد از کنسرت خشن بود.

she spoke in a croaky whisper, barely audible.

او با لحنی خشن زمزمه کرد، تقریباً نامفهوم.

his croaky laughter filled the room.

خنده خشن او اتاق را پر کرد.

after catching a cold, he had a croaky voice.

بعد از اینکه سرما خورد، صدای او خشن شد.

the frog's croaky croak echoed in the night.

صدای قار قور خشن قورباغه در شب طنین انداز بود.

she tried to sing, but her voice came out croaky.

او سعی کرد بخواند، اما صدای او خشن بیرون آمد.

his croaky tone made it hard to understand him.

لحن خشن او فهمیدن حرف هایش را دشوار کرد.

after yelling at the game, my voice turned croaky.

بعد از فریاد زدن در بازی، صدای من خشن شد.

the croaky sound of the old radio was nostalgic.

صدای خشن رادیوی قدیمی نوستالژیک بود.

she cleared her throat to get rid of her croaky voice.

او گلویش را صاف کرد تا از شر صدای خشنش خلاص شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید