hobbed

[ایالات متحده]/hɒbd/
[بریتانیا]/hɑbd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل از hob; قاب فلزی صاف برای گرم کردن قابلمه‌ها و کتری‌ها (به ویژه در شومینه‌های قدیمی)

عبارات و ترکیب‌ها

hobbed wheel

چرخ ناهموار

hobbed cutter

برش ناهموار

hobbed gear

چرخ‌دنده ناهموار

hobbed shaft

محور ناهموار

hobbed profile

پروفایل ناهموار

hobbed surface

سطح ناهموار

hobbed teeth

دندان‌های ناهموار

hobbed tool

ابزار ناهموار

hobbed part

قطعه ناهموار

hobbed section

بخش ناهموار

جملات نمونه

the gears were hobbed to ensure a perfect fit.

چرخ‌دنده‌ها برای اطمینان از تناسب کامل، دنده کاری شده بودند.

he hobbed the metal to create intricate designs.

او فلز را دنده کاری کرد تا طرح‌های پیچیده‌ای ایجاد کند.

the technician hobbed the new parts for the machine.

تکنسین قطعات جدید را برای ماشین دنده کاری کرد.

they decided to hob the components for better efficiency.

آنها تصمیم گرفتند قطعات را برای افزایش بهره‌وری دنده کاری کنند.

the factory specializes in hobbed gears for various industries.

این کارخانه در تولید چرخ‌دنده‌های دنده کاری شده برای صنایع مختلف تخصص دارد.

after being hobbed, the parts fit together seamlessly.

پس از دنده کاری، قطعات به طور یکپارچه با هم تناسب داشتند.

he learned how to hob gears during his apprenticeship.

او در طول دوره کارآموزی خود یاد گرفت که چگونه چرخ‌دنده‌ها را دنده کاری کند.

the hobbed surface improved the performance of the equipment.

سطح دنده کاری شده باعث بهبود عملکرد تجهیزات شد.

she inspected the hobbed edges for any defects.

او لبه‌های دنده کاری شده را برای هرگونه نقص بررسی کرد.

hobbed components are crucial for precise machinery.

قطعات دنده کاری شده برای ماشین‌آلات دقیق ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید