hod

[ایالات متحده]/hɒd/
[بریتانیا]/hɑːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف چوبی برای حمل زغال یا زغال چوب؛ کلاه فارغ‌التحصیلی
Word Forms
جمعhods

عبارات و ترکیب‌ها

hod carrier

حمل‌کننده

hod full

پر

hod empty

خالی

hod load

بارگذاری

hod worker

کارگر

hod handle

دسته

hod design

طراحی

hod tool

ابزار

hod storage

فضای ذخیره‌سازی

hod height

ارتفاع

جملات نمونه

he carried a hod full of bricks.

او یک هاود پر از آجر حمل کرد.

the hod was heavy, but he managed to lift it.

هاود سنگین بود، اما او توانست آن را بلند کند.

she filled the hod with sand for the construction.

او هاود را با شن برای ساخت و ساز پر کرد.

they used a hod to transport the materials.

آنها از یک هاود برای حمل مصالح استفاده کردند.

the worker balanced the hod on his shoulder.

کارگر هاود را روی شانه‌اش تعادل کرد.

after filling the hod, he took a break.

پس از پر کردن هاود، او استراحت کرد.

he learned to use a hod efficiently.

او یاد گرفت که چگونه از یک هاود به طور موثر استفاده کند.

the hod was essential for the job.

هاود برای این کار ضروری بود.

she passed the hod to her colleague.

او هاود را به همکارش داد.

using a hod made the work easier.

استفاده از هاود کار را آسان تر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید