hogshead

[ایالات متحده]/'hɒgz,hed/
[بریتانیا]/'hɑgz,hɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بشکه یا کاسه بزرگ، واحد اندازه‌گیری مایعات.
Word Forms
جمعhogsheads

جملات نمونه

The hogshead of wine was carefully stored in the cellar.

دیگ شراب به دقت در زیرزمین نگهداری شد.

He bought a hogshead of tobacco to last him the whole year.

او یک بشکه تنباکو خرید تا برای کل سال کافی باشد.

The distillery produced hogsheads of whiskey every month.

کارخانه تقطیر هر ماه بشکه‌های ویسکی تولید می‌کرد.

The hogshead was filled with rum and sealed tightly.

بشکه با رم پر شد و به طور محکم مهر و موم شد.

The auctioneer sold a hogshead of vintage wine to the highest bidder.

حراجی یک بشکه شراب قدیمی را به بالاترین پیشنهاد دهنده فروخت.

The ship was loaded with hogsheads of sugar for export.

کشتی با بشکه‌های شکر برای صادرات بارگیری شد.

The cooper crafted a hogshead from oak wood for the brewery.

چوب‌ساز یک بشکه از چوب بلوط برای آبجوسازی ساخت.

They rolled the hogshead of beer into the pub's cellar.

آنها بشکه آبجو را به زیرزمین بار وارد کردند.

The farmer stored his harvest in hogsheads to keep it fresh.

کشاورز محصول خود را در بشکه‌ها برای تازه نگه داشتن آن ذخیره کرد.

The hogshead of molasses was too heavy to lift alone.

بشکه شکر قهوه‌ای خیلی سنگین بود که بتوانید آن را به تنهایی بلند کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید