hoicks

[ایالات متحده]/hɔɪks/
[بریتانیا]/hɔɪks/

ترجمه

interj. یک فریاد برای تشویق سگ‌های شکاری
int. یک فریاد برای تحریک سگ‌های شکار

عبارات و ترکیب‌ها

hoicks and grunts

هیاهو و ناله‌ها

hoicks of laughter

هیاهوی خنده

hoicks of surprise

هیاهوی تعجب

hoicks and sighs

هیاهو و آه‌ها

hoicks of joy

هیاهوی شادی

hoicks and yelps

هیاهو و جیغ‌ها

hoicks of disbelief

هیاهوی ناباوری

hoicks of annoyance

هیاهوی ناراحتی

hoicks and cheers

هیاهو و تشویق‌ها

hoicks of confusion

هیاهوی سردرگمی

جملات نمونه

he hoicks the ball into the air during the game.

او توپ را به هوا پرتاب می‌کند در طول بازی.

she hoicks her backpack onto her shoulders before leaving.

او کوله‌پشتی خود را روی شانه‌هایش می‌اندازد قبل از رفتن.

the cat hoicks its toy across the floor.

گربه اسباب‌بازی خود را در سراسر کف زمین پرتاب می‌کند.

he hoicks his fishing rod to catch a bigger fish.

او چوب ماهیگیری خود را پرتاب می‌کند تا یک ماهی بزرگتر صید کند.

she hoicks the blanket off the couch to make space.

او پتو را از روی مبل می‌اندازد تا فضا ایجاد کند.

the player hoicks the puck into the goal.

بازیکن، پاتک را به سمت دروازه پرتاب می‌کند.

he hoicks the ladder up to reach the roof.

او نردبان را به سمت بالا پرتاب می‌کند تا به سقف برسد.

she hoicks the curtain aside to let in more light.

او پرده را کنار می‌اندازد تا نور بیشتری وارد شود.

the child hoicks his toy car down the slide.

کودک ماشین اسباب‌بازی خود را از سرسره به پایین پرتاب می‌کند.

he hoicks the trash bag into the bin.

او کیسه زباله را داخل سطل زباله می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید