hoicks and grunts
هیاهو و نالهها
hoicks of laughter
هیاهوی خنده
hoicks of surprise
هیاهوی تعجب
hoicks and sighs
هیاهو و آهها
hoicks of joy
هیاهوی شادی
hoicks and yelps
هیاهو و جیغها
hoicks of disbelief
هیاهوی ناباوری
hoicks of annoyance
هیاهوی ناراحتی
hoicks and cheers
هیاهو و تشویقها
hoicks of confusion
هیاهوی سردرگمی
he hoicks the ball into the air during the game.
او توپ را به هوا پرتاب میکند در طول بازی.
she hoicks her backpack onto her shoulders before leaving.
او کولهپشتی خود را روی شانههایش میاندازد قبل از رفتن.
the cat hoicks its toy across the floor.
گربه اسباببازی خود را در سراسر کف زمین پرتاب میکند.
he hoicks his fishing rod to catch a bigger fish.
او چوب ماهیگیری خود را پرتاب میکند تا یک ماهی بزرگتر صید کند.
she hoicks the blanket off the couch to make space.
او پتو را از روی مبل میاندازد تا فضا ایجاد کند.
the player hoicks the puck into the goal.
بازیکن، پاتک را به سمت دروازه پرتاب میکند.
he hoicks the ladder up to reach the roof.
او نردبان را به سمت بالا پرتاب میکند تا به سقف برسد.
she hoicks the curtain aside to let in more light.
او پرده را کنار میاندازد تا نور بیشتری وارد شود.
the child hoicks his toy car down the slide.
کودک ماشین اسباببازی خود را از سرسره به پایین پرتاب میکند.
he hoicks the trash bag into the bin.
او کیسه زباله را داخل سطل زباله میاندازد.
hoicks and grunts
هیاهو و نالهها
hoicks of laughter
هیاهوی خنده
hoicks of surprise
هیاهوی تعجب
hoicks and sighs
هیاهو و آهها
hoicks of joy
هیاهوی شادی
hoicks and yelps
هیاهو و جیغها
hoicks of disbelief
هیاهوی ناباوری
hoicks of annoyance
هیاهوی ناراحتی
hoicks and cheers
هیاهو و تشویقها
hoicks of confusion
هیاهوی سردرگمی
he hoicks the ball into the air during the game.
او توپ را به هوا پرتاب میکند در طول بازی.
she hoicks her backpack onto her shoulders before leaving.
او کولهپشتی خود را روی شانههایش میاندازد قبل از رفتن.
the cat hoicks its toy across the floor.
گربه اسباببازی خود را در سراسر کف زمین پرتاب میکند.
he hoicks his fishing rod to catch a bigger fish.
او چوب ماهیگیری خود را پرتاب میکند تا یک ماهی بزرگتر صید کند.
she hoicks the blanket off the couch to make space.
او پتو را از روی مبل میاندازد تا فضا ایجاد کند.
the player hoicks the puck into the goal.
بازیکن، پاتک را به سمت دروازه پرتاب میکند.
he hoicks the ladder up to reach the roof.
او نردبان را به سمت بالا پرتاب میکند تا به سقف برسد.
she hoicks the curtain aside to let in more light.
او پرده را کنار میاندازد تا نور بیشتری وارد شود.
the child hoicks his toy car down the slide.
کودک ماشین اسباببازی خود را از سرسره به پایین پرتاب میکند.
he hoicks the trash bag into the bin.
او کیسه زباله را داخل سطل زباله میاندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید