holdbacks

[ایالات متحده]/ˈhəʊldbæk/
[بریتانیا]/ˈhoʊldbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مانع یا محدودیت؛ عمل توقف یا مهار

عبارات و ترکیب‌ها

holdback payment

پرداخت تعهدی

holdback amount

مبلغ تعهدی

holdback clause

ماده تعهدی

holdback reserve

ذخیره تعهدی

holdback fee

هزینه تعهدی

holdback provision

تعهدنامه

holdback schedule

برنامه زمانی تعهدی

holdback strategy

استراتژی تعهدی

holdback limit

حد تعهدی

holdback agreement

توافقنامه تعهدی

جملات نمونه

there was a holdback on the project due to budget constraints.

به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای، در پروژه وقفه ایجاد شد.

his holdback on expressing emotions made it hard for others to connect with him.

نگرانی او در بیان احساسات باعث شد دیگران نتوانند با او ارتباط برقرار کنند.

the company faced a holdback in sales during the recession.

شرکت در دوران رکود با کاهش فروش مواجه شد.

she felt a holdback in her career progression.

او احساس کرد که پیشرفت شغلی‌اش متوقف شده است.

his holdback on sharing ideas stifled the team's creativity.

نگرانی او در به اشتراک گذاشتن ایده‌ها، خلاقیت تیم را محدود کرد.

the holdback in funding delayed the construction of the new school.

کمبود بودجه باعث تاخیر در ساخت مدرسه جدید شد.

there was a holdback in production due to equipment failure.

به دلیل خرابی تجهیزات، تولید متوقف شد.

her holdback to commit to the relationship raised concerns.

تردید او در تعهد به رابطه، نگرانی ایجاد کرد.

the holdback on the release of the film was unexpected.

تاخیر در اکران فیلم غیرمنتظره بود.

his holdback in negotiations resulted in a missed opportunity.

نگرانی او در مذاکرات باعث از دست دادن فرصتی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید