holdover

[ایالات متحده]/ˈhəʊldəʊvə/
[بریتانیا]/ˈhoʊlˌoʊvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تعویق یا تأخیر در چیزی؛ چیزی که از زمان قبلی باقی مانده است؛ شخصی که پس از پایان دوره خود در یک سمت ادامه می‌دهد؛ در مالی، مالیاتی که به تأخیر افتاده است

عبارات و ترکیب‌ها

holdover effect

اثر تداوم

holdover status

وضعیت تداوم

holdover cost

هزینه تداوم

holdover period

دوره تداوم

holdover item

بند تداوم

holdover tenant

مستاج تداوم

holdover provision

تأمین تداوم

holdover payment

پرداخت تداوم

holdover rule

قانون تداوم

holdover agreement

توافق تداوم

جملات نمونه

we need to address the holdover issues from last year.

ما باید مشکلات باقیمانده از سال گذشته را حل کنیم.

the holdover from the previous meeting was quite significant.

باقیمانده از جلسه قبلی بسیار مهم بود.

his holdover from the last project helped us finish on time.

باقیمانده او از پروژه قبلی به ما کمک کرد تا به موقع آن را به پایان برسانیم.

there are a few holdover tasks that need to be completed.

چند کار باقیمانده وجود دارد که باید تکمیل شود.

the holdover policies are still in effect until further notice.

سیاست‌های باقیمانده هنوز تا اطلاع ثانوی معتبر هستند.

we have a holdover from the old system that needs updating.

ما یک باقیمانده از سیستم قدیمی داریم که نیاز به به‌روزرسانی دارد.

the holdover staff were essential during the transition period.

کارکنان باقیمانده در طول دوره گذار ضروری بودند.

she was a holdover from the previous administration.

او از دولت قبلی باقیمانده بود.

addressing holdover problems is crucial for future success.

حل مشکلات باقیمانده برای موفقیت آینده بسیار مهم است.

the holdover expenses were higher than expected this month.

هزینه‌های باقیمانده این ماه بیشتر از حد انتظار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید