hollyday

[ایالات متحده]/ˈhɒlideɪ/
[بریتانیا]/ˈhɑːlideɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی؛ نام خانوادگی؛ نام داده شده؛ نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعhollydays

جملات نمونه

i'm looking forward to the summer holiday.

من به تابستان آماده شدم.

we booked a beach holiday last month.

ما ماه گذشته یک تعطیلی ساحلی رزرو کردیم.

the school holiday starts next week.

تعطیلات مدرسه هفته آینده شروع می‌شود.

they're taking a holiday in italy this spring.

آنها این بهار یک تعطیلی در ایتالیا را انتخاب کرده‌اند.

i need a long holiday to completely relax.

من به یک تعطیلی طولانی برای آرامش کامل نیاز دارم.

the holiday season is approaching quickly.

فصل تعطیلات به سرعت نزدیک می‌شود.

we went on a package holiday to greece.

ما یک تعطیلی بسته به یونان رفتیم.

she's on holiday in spain right now.

او در حال حاضر در اسپانیا تعطیلی دارد.

the cottage is available for holiday rentals.

خانه چهارم برای اجاره‌های تعطیلی در دسترس است.

we had a wonderful family holiday last christmas.

ما گذشته سال یک تعطیلی خانوادگی عالی داشتیم.

the bank holiday is on monday, so we're closed.

تعطیلی بانکی در یکشنبه است، بنابراین ما بسته‌ایم.

i'm on holiday this week and won't be at the office.

من این هفته تعطیلی دارم و در دفتر نخواهم بود.

the holidays are approaching much faster than expected.

تعطیلات به سرعت بسیار بیشتر از آنچه پیش‌بینی شده بود نزدیک می‌شود.

we spent the holiday at my grandparents' house.

ما تعطیلی را در خانه پدربزرگ‌های من گذراندیم.

i saved money for my dream holiday to bali.

من پولی برای تعطیلی رویایی من به بالی ذخیره کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید